
بهرهوری
توهم سرعت بیشتر
کاهش سرعت ممکن است سختترین اما ضروریترین
مهارتی باشد که میتوانیم امروز توسعه دهیم.
نکات کلیدی
بهرهوری واقعی با توجه آرام آغاز میشود.
علوم اعصاب و خرد باستانی هر دو درسهایی در مورد تمرکز و تحقق ارائه میدهند.
کاهش سرعت راهی برای بازیابی وضوح و ارتباط است.
به نظر میرسد جهان با سرعتی باورنکردنی در حال کار است. و برای بسیاری از ما، چالش همگام شدن میتواند طاقتفرسا به نظر برسد. کارهای زیادی برای انجام دادن وجود دارد و همه آنها باید دیروز انجام شوند. روزها خیلی کوتاه هستند و شبها به سختی وجود دارند. هشدارها، پیامها، مهلتها، تصمیمات. صفحه نمایشها چشمک میزنند. تلفنها زنگ میخورند. تنها راه برای همگام شدن، سریعتر دویدن است - و حتی اگر این کار را انجام دهید، باز هم عقب میمانید.
افسانه چندوظیفگی
وقتی کارهای زیادی برای انجام دادن داریم و زمان کافی برای انجام آنها نداریم، یک واکنش طبیعی، چندوظیفگی است. ما در حالی که در حال آمادهسازی یک ارائه هستیم، به سرعت به ایمیلها پاسخ میدهیم. در حالی که در حال انجام یک تماس زوم هستیم، در واتساپ پیام میدهیم. ما در حالی که مقالهای را که باید برای جلسهای در ادامه روز بخوانیم، مرور میکنیم، به پادکست گوش میدهیم. این به ما اجازه میدهد چندین مورد را در لیست کارهایمان به طور همزمان تیک بزنیم و احساس میکنیم با انجام همزمان کارهای بیشتر، زمان بیشتری را به دست میآوریم. اما اشتباه میکنیم.
تحقیقات به طور مداوم به ما میگویند که انجام چند کار همزمان، کارایی ما را به طور قابل توجهی کاهش میدهد. به عنوان مثال، یک مطالعه در سال ۲۰۱۱ نشان داد افرادی که "مجبور به انجام چند کار همزمان هستند، عملکرد بسیار بدتری نسبت به افرادی که مجبور به انجام متوالی کارها هستند، دارند."
این منطقی است. مغز فقط میتواند تعداد محدودی از محرکها را به طور همزمان پردازش کند. به عنوان مثال، حافظه کاری - تعداد مواردی که میتوانیم هنگام کار بر روی یک کار در ذهن خود نگه داریم - به طور مشهوری محدود است. در حالی که محققان قبلاً فکر میکردند که میتوانیم حدود ۷ مورد را مدیریت کنیم، اکنون اجماع بر این است که این تعداد فقط ۳-۵ مورد است. وقتی به مغز خود محرکهای بیشتر و چیزهای بیشتری برای به خاطر سپردن میدهیم، نتیجه این میشود که عملکرد شناختی ما کاهش مییابد.
کاهش سرعت برای افزایش سرعت
وقتی سعی میکنیم کارهای زیادی را همزمان انجام دهیم، یا سعی میکنیم کارهای زیادی را خیلی سریع انجام دهیم، هیچ کاری را به خوبی انجام نمیدهیم. و جالب اینجاست که این کار را کندتر نیز انجام میدهیم.
ما به چیزی نیاز داریم که میتوانیم آن را تمرین «توجه آهسته» بنامیم - تمرین تمرکز کامل روی یک کار، یک لحظه، یک نفس در هر زمان. این تمرین حضور کامل در کاری است که انجام میدهیم.
وقتی با خواستههای طاقتفرسا، با هشدارها و پینگها، با ادعاهای رقابتی متعدد در مورد انرژی و توجه خود مواجه میشویم، بهترین و کارآمدترین راه برای پاسخگویی، کاهش سرعت است. به جای تلاش برای انجام 10 کار به طور همزمان، بهتر است یک کار را در یک زمان انجام دهیم و به ترتیب از طریق لیست وظایف خود کار کنیم.
در کتاب «بودا درست فکر کرد: ذهن را آرام کنید و بهرهوری به دنبال آن خواهد آمد» آمده است که تمرینهای باستانی ذهن آگاهی، به ویژه از سنت بودایی، مدتهاست تأکید کردهاند که آرامش چیزی است که وضوح واقعی را آزاد میکند. بودا «ذهن میمونی» را دائماً حواسپرت و ناآرام توصیف کرد. راه حل او فرار از آن نبود، بلکه آرام کردن آن بود. وقتی ذهن آرام است، بهرهوری افزایش مییابد.
«ذهن میمونی» به حالت بیقرار، پریشان و کنترلنشده ذهن اشاره دارد که اغلب به عنوان حالتی شبیه به میمونی که از شاخهای به شاخه دیگر تاب میخورد توصیف میشود. این یک مفهوم بودایی و یک تجربه رایج است که در آن افکار بدون تمرکز به این سو و آن سو میپرند و تمرکز یا حضور در لحظه را دشوار میکنند.
این واقعی است: آهسته، روان است و روان، سریع. اگر میخواهید سریعتر بروید، باید سرعت خود را کم کنید.
بازپسگیری زندگی و خودمان
تاکنون، در مورد مزایای کاهش سرعت برای افزایش کارایی صحبت کردهام. این مزایا واقعی و قابل توجه هستند: اگر کاری را آهستهتر انجام دهید، واقعاً کارهای بیشتری انجام خواهید داد.
اما چیزی بسیار مهمتر در خطر است: انسانیت ما. وقتی در زندگی مسابقه میدهیم، چیزی بیش از امتیاز بهره هوشی یا عملکرد شناختی از دست میدهیم. ارتباط خود را با خودمان از دست میدهیم. به جای اینکه در لحظه حال، در کنار خودمان، احساساتمان و تجربیاتمان باشیم، در دریایی از حواسپرتیها و ضربالاجلها غرق میشویم.
وقتی روزمان را با عجله میگذرانیم، به جای اینکه سنجیده و عمدی زندگی کنیم، واکنشی زندگی میکنیم. به جای اینکه خودمان انتخاب کنیم که چگونه میخواهیم زمان بسیار محدودی را که داریم بگذرانیم، به دنیا اجازه میدهیم دستور کار خود را به ما دیکته کند.
برای حضور داشتن باید سرعت خود را کم کنیم. و حضور داشتن - حضور واقعی، نه حضور نمایشی - نحوه ارتباط ما با خود و دیگران را تغییر میدهد. این امر امکان گوش دادن عمیقتر، تعامل واقعی و همدلی بیشتر را فراهم میکند. ما از اجرا دست میکشیم و شروع به ارتباط برقرار کردن میکنیم.
تمرین هایی برای آهسته و روان بودن
آرام شدن سخت است. فرهنگ ما مشغله را با ارزش برابر میداند و بسیاری از ما متأسفانه یاد گرفتهایم که ارزش خود را با عملکردمان برابر بدانیم. علاوه بر این، ترس از عقب ماندن، از انجام ندادن کار کافی، ما را به ادامه دادن سوق میدهد، حتی زمانی که سلامت روان ما در معرض خطر است.
اما آرام شدن دگرگونکننده است. و اگرچه سخت است، اما مهارتی است که هر یک از ما میتوانیم با یک انتخاب در هر زمان بسازیم.
در اینجا پنج انتخابی که میتوانید انجام دهید بلافاصله به شما کمک میکنند تا سرعت خود را کم کنید:
مکث هدفمند. روزانه ۵ دقیقه نفس عمیق بکشید یا بدن خود را بررسی کنید. این کار به شما کمک میکند تا سیستم عصبی خود را از حالت جنگ یا گریز خارج کرده و به آگاهی آرام برسانید.
با مانتراها لنگر بیندازید. عباراتی مانند "من کافی هستم" یا "حضور بر فشار" را در لحظات استرس تکرار کنید. اینها فقط تأیید نیستند؛ آنها به مغز شما سیگنال ایمنی میدهند.
تک وظیفه ای عمدی. یک وظیفه را انتخاب کنید و تمام تمرکز خود را روی آن بگذارید. چندوظیفگی ممنوع. این کار بار شناختی را کاهش میدهد و رضایت را افزایش میدهد.
روزانه تأمل کنید. چند دقیقه را صرف نوشتن خاطرات کنید یا به سادگی بپرسید: امروز چه چیزی بیشترین اهمیت را داشت؟ این به همسو کردن اقدامات با ارزشها کمک میکند.
سروصدای دیجیتال را محدود کنید. اعلانهای غیرضروری را بیصدا کنید. زمان بدون صفحه نمایش را برنامهریزی کنید. از فضاهای مقدس برای ارتباط حضوری محافظت کنید.
سریعتر همان بهتر نیست
جهان به حرکت سریعتر خود ادامه خواهد داد. اما ما میتوانیم سرعتی را که میخواهیم انتخاب کنیم.
اگر میخواهیم سازمانها، روابط و زندگیهایی معنادار و انعطافپذیر بسازیم، باید این افسانه را که «سریعتر بهتر است» کنار بگذاریم.
بهرهوری به معنای انجام کارهای بیشتر نیست. به معنای انجام کارهای مهم، با وضوح، آرامش و دقت است.
