مجله اینترنتی تجربه لذت بخش زندگی

مجله اینترنتی تجربه لذت بخش زندگی

مجله عمومی روانشناسی و توسعه فردی
مجله اینترنتی تجربه لذت بخش زندگی

مجله اینترنتی تجربه لذت بخش زندگی

مجله عمومی روانشناسی و توسعه فردی

فناوری و آموزش

image

مجله اینترنتی تجربه لذت بخش زندگی

The enjoyable life experience

مجله عمومی روانشناسی و توسعه فردی

فناوری

فناوری و آموزش

 

فناوری به قدمت انسان است. معنای تحت‌اللفظی کلمه فناوری، مطالعه یک هنر یا مهارت است. اما این یک تعریف بسیار کلی است و بر ماهیت عملی فناوری تأکید نمی‌کند.

فناوری، کاربرد سیستماتیک دانش علمی یا هر دانش سازمان‌یافته‌ای برای کار عملی است. انسان ابتدا زمانی که یاد گرفت از مواد طبیعی و پدیده‌های دنیای فیزیکی بهره‌برداری کند، یک تکنسین شد. وقتی کشف کرد که می‌توان از استخوان یا چوب برای کشتن حیوانات و جابجایی سنگ‌ها استفاده کرد، او به یک ابزارساز تبدیل شد و ابزارها علامت تجاری فناوری هستند. از فناوری جدید برای کمک به انسان در رفع نیازهای اولیه خود برای غذا، سرپناه و پوشاک استفاده شد. انسان شکار خود را با چماق می‌کشت، پوست آن را جدا می کرد و با چاقوهای سنگ چخماق قصابی می‌کرد. او می‌توانست از پوست حیوانات برای لباس استفاده کند. او می‌توانست درختان را قطع کند و تخته سنگ‌ها را برای بهبود سرپناه خود جابجا کند. این فناوری‌های ابتدایی ممکن است خام باشند، اما نمایانگر دیدگاه جدیدی از انسان هستند. دیگر انسان به طور طبیعی از موجی به موج دیگر رانده نمی‌شد. او دیگر لحظه به لحظه زندگی نمی‌کرد و به هر شرایطی که پیش می‌آمد واکنش نشان نمی‌داد.

تولد فناوری، انسان را به یک حل‌کننده مسئله تبدیل کرد - شخصی که عمداً تغییر ایجاد می‌کرد. اختراع ابزارها، هر چقدر هم ساده، نشان‌دهنده برنامه‌ریزی است، زیرا وقتی کسی ابزاری می‌سازد، هدفی در ذهن دارد. حل مسئله به یک ویژگی تعیین‌کننده انسان تبدیل شد و ابزارهای او به او در حل مشکلات کمک کردند. به عنوان مثال، یکی از مشکلات روزانه نحوه تهیه غذا بود. راه حل استفاده از سنگ چخماق، چوب و سایر سلاح‌های شکار ابتدایی بود که او ساخته بود.

این ظرفیت حل مسئله، انسان را از حیوانات پست‌تر که به غریزه و یادگیری متکی هستند، متمایز می‌کند. اما این کاملاً مختص انسان‌ها نیست، زیرا حیوانات بالاتر، میمون‌ها، توانایی‌های اولیه حل مسئله را تا حد زیادی از طریق آزمون و خطا نشان داده‌اند. به عنوان مثال، میمون‌ها نشان داده‌اند که می‌توانند با روی هم چیدن جعبه‌ها به موز برسند. این توانایی در حال تکامل برای حل مسائل و ساخت ابزار، تفاوت عمده دیگری را بین انسان‌ها و حیوانات پست‌تر برجسته می‌کند. اکثر حیوانات ویژگی‌های فیزیکی متناسب با یک تخصص خاص دارند. منقار پرنده ابزاری تخصصی برای جمع‌آوری غذا است. شکل کوسه برای حرکت سریع در آب تخصصی است. نوارهای بدن ببر نوعی استتار تخصصی است.

تخصص انسان‌ها در حل مسئله یا قدرت مغز است و این به آنها اجازه داده است تا در تخصص‌های تکامل‌یافته طبیعی خود از همه حیوانات پیشی بگیرند. در واقع، فناوری اغلب به عنوان امتداد توانایی‌های انسان شناخته می‌شود. یک مثال واضح برای روشن شدن این نکته کافی است. توانایی دیدن ما اکنون از طریق تلسکوپ‌ها به بیرون و از طریق میکروسکوپ‌ها به داخل گسترش یافته است. ما می‌توانیم با هواپیماهای شناسایی در ارتفاع 10 کیلومتری از زمین عکس بگیریم و جزئیاتی به کوچکی یک موتور را تشخیص دهیم. ما می‌توانیم در تاریکی با تلسکوپ‌های مادون قرمز ببینیم. بنابراین، تخصص انسان در حل مسئله، او را به حاکم قلمرو حیوانات تبدیل می‌کند.

روش‌شناسی

روش‌شناسی فناوری به طور ناخودآگاه توسط انسان‌های اولیه توسعه یافته و مورد استفاده قرار گرفته است. اساساً، فرد یک نیاز را درک می‌کند: یعنی یک مشکل وجود دارد. برای حل مؤثر این مشکل، باید چندین راه‌حل ایجاد شود و سپس بهترین راه‌حل انتخاب شود. اما چگونه می‌دانیم کدام یک بهترین است؟

هنگام تصمیم‌گیری، اغلب جنبه‌های متناقض زیادی برای بررسی وجود دارد. مثالی را که انسان اولیه با آن مواجه بود در نظر بگیرید: چگونه طعمه را به دام بیندازد؟ او ممکن است دو گزینه را در نظر گرفته باشد. می‌توانست به دنبال آن بدود و با چماق به آن ضربه بزند، یا می‌توانست آن را به داخل گودالی پرتاب کند. کدام راه حل بهتر است؟ روش اول خطرناک و پر زحمت است. روش دوم نیز می‌تواند خسته کننده باشد زیرا باید گودالی حفر شود. اما این کار را می‌توان با کمک دیگران انجام داد و به اندازه روش اول خطرناک نیست. به علاوه، چگونگی فریب دادن یک حیوان به داخل گودال همچنان باقی است.

بنابراین وقتی در مورد این روش‌های حل مسئله فکر می‌کنیم، می‌توانیم مزایا و معایب زیادی را ببینیم. اینکه کدام راه حل را بهتر می‌دانیم به نگرش فرد نسبت به ریسک و کار بستگی دارد و این از فردی به فرد دیگر متفاوت است. بنابراین، در مرحله تصمیم‌گیری، باید همه جنبه‌های مسئله را در نظر بگیریم و سعی کنیم اهمیت هر یک را به ترتیب اولویت‌بندی کنیم. این به عنوان وزن‌دهی شناخته می‌شود. اوج روش تکنولوژیکی، انتخاب یا ساخت روش و راه حلی است که به بهترین شکل تنظیم شده است. اما این پایان داستان نیست، زیرا اغلب از تجربه عملیاتی مشخص می‌شود که راه حل انتخاب شده به خوبی نتیجه پیش‌بینی شده نیست. برای مثال، ممکن است کشف شود که انسان‌ها بیشتر از حیوانات در گودال می‌افتند! در این موارد، ما "به خانه اول برمی‌گردیم" و فرضیاتی که در مراحل اولیه انجام شده است باید دوباره بررسی شوند.

آگاهی فزاینده‌ای از این روش تکنولوژیکی وجود داشت و انسان با تجربه بیشتر در حل مشکلات، ماجراجوتر شد. با افزایش دانش او و توانایی او برای در نظر گرفتن گزینه‌های بیشتر، اثربخشی راه‌حل‌های او بهبود یافت. به عنوان مثال، کشف آتش وسیله جدیدی برای راندن طعمه خود به گودالی که قبلاً به آن اشاره کردیم، به او داد. و دوباره، مطالعه او در مورد حیوانات منجر به جرقه الهام شد که به جای شکار آنها، راه حل بهتر برای مشکل غذا، اهلی کردن و پرورش آنهاست.

تجربه‌گرایی و علم

اکنون با رشد این دانش از تکنیک‌ها و روش‌های حل مسئله، انسان با یک مشکل جدید روبرو شد و آن انتقال اطلاعات بود. در روزهای اولیه این کار با مدل‌سازی انجام می‌شد و پسر از پدر یاد می‌گرفت. این به عنوان رویکرد تجربی شناخته می‌شود. به این ترتیب نسل‌های جدید مجبور نبودند برای هر مشکلی از نو شروع کنند. در عوض، آنها راه‌حل‌های پیشینیان خود را گرفتند و تا حد امکان آنها را اصلاح کردند. بنابراین، به معنای واقعی، تکامل راه‌حل‌ها وجود داشت. ابزارها به تدریج از طریق آزمون و خطا، معادل بقای مناسب‌ترین طرح، بهبود یافتند.

اما گاهی اوقات یک راه حل کاملاً جدید از یک پدیده یا ماده تازه کشف شده ناشی می‌شود. این رویکرد تجربی تا قرون وسطی ادامه یافت، زمانی که دنیای علم که به سرعت در حال گسترش بود به کمک فناوران آمد. علم صرفاً جستجوی دانش است و روش علمی، مانند روش فناورانه، چندین مرحله بسیار خاص دارد. ابتدا، چند نمونه از یک پدیده بررسی می‌شود. سپس یک فرضیه یا توضیح ارائه می‌شود. سپس این فرضیه بر روی نمونه‌های دیگری از یک پدیده مشابه آزمایش می‌شود. در نهایت، اگر به نظر می‌رسد که به طور معقول خوب عمل می‌کند، آن توضیح خاص پذیرفته می‌شود، پدیده خاص درک می‌شود و سرمایه دانش آدمی افزایش می‌یابد. به عنوان مثال، مشاهدات نیوتن از سقوط اجسام، به ویژه سیب، او را به تفکر عمیق در مورد پدیده سقوط سوق داد. نظریه گرانش او فرضیه‌ای بود که امیدوار بود توضیح صحیحی برای این پدیده باشد. سپس او این نظریه را با در نظر گرفتن ماه و سیارات به عنوان اجسام در حال سقوط آزمایش کرد و توانست نشان دهد که نظریه گرانش او حرکت آنها را با دقت معقولی پیش‌بینی می‌کند. بنابراین قانون گرانش نیوتن به عنوان یک واقعیت علمی پذیرفته شد.

این حقایق علمی جدید اکنون ذخیره دانشی را که انسان می‌توانست هنگام بررسی راه‌حل‌های جایگزین برای مشکلات خود از آن استفاده کند، افزایش داد. او توانست علم را در فناوری خود به کار گیرد و حوزه کاملاً جدیدی از علوم کاربردی، به ویژه در اواسط قرن نوزدهم، به سرعت شروع به توسعه کرد. این تأثیر علم بر فناوری به بهترین وجه با بررسی توسعه حوزه‌های مختلف فناوری قابل مشاهده است.

فناوری و آموزش

رشد انفجاری فناوری مستلزم آن است که آموزش امروزی، دیدگاهی انعطاف‌پذیر به افراد ارائه دهد - دیدگاهی که آنها را سازگار و آماده تغییر نگه دارد. در تمام دنیا، برنامه‌های درسی مدارس اکنون تحت بررسی دقیق هستند تا ببینند چه کاری می‌توان انجام داد.

در آموزش عالی، انتخاب یک تخصص در اواخر سال تحصیلی رایج‌تر می‌شود. و آموزش مداوم، حوزه‌ای رو به رشد است که در آن بزرگسالان، چه متخصصان و چه غیر متخصصان، شغل خود را به‌روز می‌کنند یا تغییر می‌دهند.

دو دلیل خوب برای آموزش فناوری در مدارس وجود دارد. اول، آماده‌سازی جوانان برای زندگی در یک جامعه فناوری. دوم، آماده‌سازی برخی از آنها برای کار به عنوان تکنسین. این منطق برای تقویت پایه فناوری و برای داشتن یک جامعه آگاه از فناوری، استدلال می کند که یک ملت موفق امروز نه تنها به متخصصان فناوری سطح بالا، بلکه به مردمی با آگاهی از اهمیت فناوری و توانایی بیان نظرات هوشمندانه در مورد مسائل فناوری نیاز دارد. سیستم آموزشی ما باید در تمام سطوح پاسخگو باشد تا وسیله‌ای برای القای سواد فناوری بیشتر در جامعه فراهم کند.

با این حال، گذشته از نیازهای ملی و اقتصادی، در مورد فرآیند آموزشی ذاتی موضوع فناوری، صحبت‌های زیادی برای گفتن وجود دارد، فرآیندی که دانش را به بخش‌هایی مانند فیزیک، ریاضیات، شیمی، زبان انگلیسی و غیره محدود نمی‌کند. فناوری این رشته‌های مختلف را گرد هم می‌آورد. این یک تمرین حل مسئله است و متخصصان فناوری امروزی باید دانش خود را در ریاضیات، علوم، اقتصاد و فرآیندهای تولید در این تمرین به کار گیرند. فناوری این رشته‌ها را در فعالیت حل مسئله خود ادغام می‌کند. این نیاز به استفاده از دانش از انواع مختلف در تعریف فناوری منعکس شده است: کاربرد سیستماتیک دانش علمی یا سایر دانش‌های سازمان‌یافته برای کارهای عملی.

این تعریف همچنین روشن می‌کند که فناوری در مورد انجام کارها و ارائه راه‌حل برای مشکلات است. آیا امروزه تأکید بیش از حدی بر کسب و بازتولید حقایق وجود ندارد؟ آموزش به دور از آنچه شخصیت‌ها از آن دفاع می‌کنند، متهم شده است. به این دختران و پسران چیزی جز حقایق یاد ندهید. حقایق به تنهایی در زندگی ثمربخش هستند. هیچ چیز دیگری نکارید و هر چیز دیگری را ریشه‌کن کنید.

یک آموزش متعادل قطعاً باید شامل تجزیه و تحلیل و انباشت دانش باشد، اما باید شامل توسعه مهارت‌های خلاقانه و مهارت‌های حل مسئله نیز باشد. ما باید توجه بیشتری به ترکیب و خلاقیت داشته باشیم. جوانان ما باید آموزش ببینند تا قضاوت‌ها و تصمیمات هوشمندانه‌ای بگیرند، حتی اگر اغلب فاقد دانش باشند. به جای اینکه بگوییم: «من باید این کار را انجام دهم، به من بگو چگونه آن را انجام دهم»، باید بگوییم: «به این نگاه کن و به من بگو چگونه کار می‌کند.» در بیشتر زندگی‌هایمان، باید با وضعیت دوم سر و کار داشته باشیم. ما باید با استفاده از تمام دانش و مهارت‌هایی که داریم، مشکلات را حل کنیم. آیا زندگی همین نیست؟

باید تلاش شود تا یادگیرندگان با اساسی‌ترین دانش مورد نیاز فناوری آشنا شوند. اما باید تلاش شود تا نشان داده شود که چگونه می‌توان این دانش را به کار برد و چگونه کاربرد آن ممکن است بر جامعه تأثیر بگذارد. در حالی که دانش پایه حساب دیفرانسیل و انتگرال مفید خواهد بود، ضروری نیست و یک خواننده باهوش بدون پیشینه در ریاضیات باید بیشتر اوقات احساس راحتی کند. فناوری در درجه اول برای خودآموزی توسط افراد تحصیل‌کرده‌ای که مایل به آگاهی بیشتر هستند، در نظر گرفته شده است. و در واقع فناوری پیش از دانش منسجم پدید آمده است. با این حال، برای مدارس، کالج‌ها و دانشگاه‌ها نیز ارزشمند خواهد بود.

این امر به ویژه در مورد مباحث فناوری متعارف و پیشرفته اهمیت دارد. فناوری به عنوان یک منبع کمکی برای بسیاری از مباحث مرتبط مانند مطالعات کامپیوتری، طراحی، مکانیک کاربردی و صنایع دستی توصیه می‌شود. علاوه بر این، برای معلمان ریاضیات، شیمی، فیزیک و زیست‌شناسی که مایل به غنی‌سازی موضوع خود با گنجاندن عنصری از فناوری هستند، مفید خواهد بود. معلمان دوره‌های مهندسی نیز باید فناوری را مفید بدانند، به خصوص از نظر نحوه ارائه مطالب. در نهایت، فناوری، به دلیل سطح و وسعت آن، می‌تواند برای محتوای مطالعات فناوری در موضوعات غیر فناوری نیز مورد استفاده قرار گیرد.

 

مجله اینترنتی تجربه لذت بخش زندگی

The enjoyable life experience

مجله عمومی روانشناسی و توسعه فردی

مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا

روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی

دانش آموخته دانشگاه تهران