امور مالی
درباره پول بیاموزید
1-3
پول یک ابزار است، نه هدف
قبل از کسب درآمد، یاد بگیرید
مثل یک ثروتمند سرمایهگذاری کنید
بیشتر مردم تمام عمرشان را صرف کار کردن برای پول میکنند، اما هرگز واقعاً در مورد پول چیزی یاد نمیگیرند. آنها از قوانینی که در کودکی به آنها آموخته شده پیروی میکنند. برو مدرسه، یه شغلی پیدا کن، یه کم پسانداز کن و امیدوار باش همه چی درست بشه. اما آزادی مالی واقعی اینگونه ایجاد نمیشود.
امروز میخواهیم ۱۲ قانون قدرتمند را بررسی کنیم که به شما میآموزد پول واقعاً چگونه کار میکند. این درسها ساده و قابل فهم هستند و اگر آنها را جدی بگیرید، میتوانند زندگی شما را برای همیشه تغییر دهند. پس تا آخر با من همراه باشید، چون پول نصیب باهوشترینها یا قویترینها نمیشود. به سراغ کسانی میرود که قوانین را درک میکنند.
قانون ۱
پول یک ابزار است، نه هدف
بسیاری از مردم با این تصور بزرگ میشوند که هدف نهایی در زندگی، ثروتمند شدن است. آنها رویای داشتن یک خانه بزرگ، ماشینهای شیک، تعطیلات لوکس و پول نقد فراوان در بانک را در سر میپرورانند. این ایده همه جا هست، در فیلمها، در شبکههای اجتماعی و حتی در مکالماتی که در اطرافمان میشنویم. به ما مستقیم یا غیرمستقیم آموختهاند که پول مساوی است با خوشبختی.
مردم فکر میکنند اگر پول بیشتری داشته باشند، همه مشکلاتشان حل میشود. اما حقیقت این است که پول هدف نهایی نیست. پول صرفاً یک ابزار است. درست همانطور که از چکش برای ساختن خانه یا از ماشین برای رساندن شما به مقصد استفاده میشود، پول نیز برای خدمت به یک هدف ساخته شده است، نه اینکه خود هدف باشد.
اینطور در موردش فکر کنید. هیچکس عاشق چکش نمیشود. شما آن را قاب نمیکنید، به دیوارتان آویزان نمیکنید و هر روز آن را تحسین نمیکنید. شما از آن برای ایجاد چیزی مفید استفاده میکنید. شما از آن برای ساختن، تعمیر کردن، و بهبود بخشیدن استفاده میکنید. چکش به خودی خود ارزشی ندارد. چیزی که آن را قدرتمند میکند، نحوهی استفاده از آن است.
همین موضوع در مورد پول نیز صادق است. پول به خودی خود فقط کاغذ، فلز یا اعدادی روی صفحه است. قدرت واقعی آن زمانی آشکار میشود که به دلایل درست مورد استفاده قرار گیرد. برای حمایت از اهدافتان، بهبود زندگیتان و کمک به افرادی که دوستشان دارید.
اگر پول را تنها هدف خود قرار دهید، ممکن است تا ابد مجبور شوید آن را دنبال کنید. ممکن است ساعتهای طولانی کار کنید، سلامتی خود را فدا کنید و به روابطتان آسیب بزنید، همه اینها به نام موفقیت است. اما حتی اگر بالاخره آن حقوق کلان را دریافت کنید، ممکن است آن شادی مورد انتظار را برایتان به ارمغان نیاورد. چون خوشبختی از پول نمیاد. از معنا سرچشمه میگیرد.
و پول، وقتی به درستی استفاده شود، میتواند به شما در ایجاد آن معنا کمک کند. برای مثال، پول میتواند به شما آزادی عمل بدهد تا رویاهایتان را دنبال کنید. میتواند هزینه تحصیل شما را تأمین کند، به شما در شروع یک کسب و کار کمک کند، یا به شما امکان سفر و یادگیری در مورد جهان را بدهد. میتواند به والدین شما کمک کند، از فرزندانتان حمایت کند یا جامعه شما را بهبود بخشد. اینها چیزهای معناداری هستند.
اما آنها فقط زمانی اتفاق میافتند که بفهمید پول خدمتکار است، نه ارباب. بنابراین به جای اینکه بپرسید، چگونه میتوانم پول بیشتری به دست بیاورم؟ از خودتان بپرسید، میخواهم با پول چه چیزی بسازم؟
آیا میخواهید یک زندگی آرام، آیندهای قوی، دنیایی بهتر برای خانوادهتان بسازید؟ پس از پولتان برای این کارها استفاده کنید. با هدف پس انداز کنید، با نیت خرج کنید، با برنامه سرمایه گذاری کنید.
فقط پول جمع نکنید. از آن برای خلق چیزی بزرگتر از خودتان استفاده کنید. وقتی این را درک کنید، اتفاق قدرتمندی رخ میدهد. شما از دنبال کردن کورکورانه پول دست برمیدارید. از مقایسه خودتان با دیگران دست برمیدارید. از ترس از تصمیمگیری دست میکشید.
در عوض، شما شروع به کنترل اوضاع میکنید. شما شروع به فکر کردن مانند یک سازنده میکنید، نه فقط یک مصرفکننده. و این زمانی است که ثروت واقعی آغاز میشود. نه فقط در حساب بانکیتان، بلکه در ذهن، قلب و زندگیتان.
این را همیشه یادتان باشد. پول هدف نیست؛ وسیله است. و شما راننده هستید. پس تصمیم بگیرید که کجا میخواهید بروید.
از پولتان برای رسیدن به هدفتان استفاده کنید. بگذارید در خدمت هدف شما باشد. نه اینکه به هدف تبدیل شود. این اولین قانون ایجاد خرد مالی واقعی است.
قانون دوم
قبل از کسب درآمد، یاد بگیرید
در دنیای پرسرعت امروز، بسیاری از مردم میخواهند موفقیت یک شبه اتفاق بیفتد. آنها میخواهند به سرعت پول زیادی به دست آورند، بدون اینکه وقت بگذارند و بفهمند پول واقعاً چگونه کار میکند. آنها دیگران را میبینند که ماشینهای گرانقیمت سوار میشوند یا در خانههای بزرگ زندگی میکنند و با خود فکر میکنند، من هم همین را میخواهم، همین الان.
اما در اینجا یک حقیقت قدرتمند وجود دارد که اکثر مردم آن را نادیده میگیرند. اگر قبل از یادگیری، درآمد کسب کنید، همه چیز را از دست خواهید داد.
پول درآوردن کار سختی نیست. چالش واقعی، حفظ و رشد آن است. در سراسر جهان، داستانهایی از افرادی خواهید یافت که در قرعهکشی برنده شدهاند یا مبلغ زیادی پول از یک تجارت، قرارداد ورزشی یا ارث دریافت کردهاند. اما تنها چند سال بعد، آنها ورشکست شدند. آنها همه چیزشان را از دست دادند.
چرا این اتفاق افتاد؟ بدشانسی نبود. چون نمیدانستند با پول چه کار کنند. آنها قوانین اساسی نحوه مدیریت پول را یاد نگرفتهاند. آنها هرگز طرز فکر یا مهارتهای لازم برای مدیریت ثروت را در خود پرورش ندادهاند. در نتیجه، پول به سرعت وارد و خارج میشد. پول وقتی در دست افراد غیرمتخصص قرار گیرد، ناپدید میشود.
به همین دلیل است که آموزش باید مقدم بر درآمد باشد. قبل از آسمان خراش باید یک پایه محکم بسازید. زندگی مالی خود را مانند یک درخت در نظر بگیرید. هر چه ریشهها، دانش و معرفت شما عمیقتر و قویتر باشد، درخت شما بلندتر و ثروت شما میتواند رشد کند. اما بدون ریشههای عمیق، حتی کوچکترین طوفان هم میتواند درخت را از ریشه بکند. به همین ترتیب، حتی یک مشکل مالی کوچک میتواند زندگی کسی را که پول را درک نمیکند، نابود کند.
خب، چه چیزی باید یاد بگیرید؟ شما باید زبان پایه پول را یاد بگیرید. چگونه عاقلانه پس انداز کنیم، چگونه بودجه بندی کنیم، چگونه سرمایه گذاری کنیم، مالیات چگونه کار می کند، چگونه مخارج خود را کنترل کنیم و چگونه از تله های بدهی اجتناب کنیم.
اینها ابزارهای واقعی آزادی مالی هستند، نه فقط درآمد بالا. کسی که حقوق کمی میگیرد اما میداند چگونه پسانداز و سرمایهگذاری کند، اغلب از کسی که حقوق بالایی میگیرد اما همه آن را هدر میدهد، از نظر مالی امنیت بیشتری دارد.
از کارهای کوچک شروع کنید. هر چند ماه یک بار یک کتاب در مورد پول بخوانید. ویدیوهای مربوط به امور مالی شخصی را تماشا کنید. افرادی را دنبال کنید که در مورد ثروت سازی آموزش میدهند. از افرادی که به آنها اعتماد دارید سوال بپرسید.
در مورد نحوه کار بازار سهام، نحوه باز کردن حساب پسانداز، نحوه ایجاد بودجه ماهانه یا نحوه تعیین اهداف مالی اطلاعات کسب کنید. لازم نیست یک شبه متخصص مالی شوید. فقط یک قدم در هر زمان بردارید.
با گذشت زمان، دانش شما افزایش مییابد و اعتماد به نفس شما نیز بیشتر میشود. ممکن است در ابتدا کند به نظر برسد. در حالی که دیگران به دنبال پول سریع هستند، شما در حال یادگیری اصول اولیه هستید.
اما نگران نباشید. یادگیری آهسته منجر به درآمدزایی قوی میشود. وقتی پول به دستتان برسد، که حتماً خواهد رسید، دقیقاً میدانید که چگونه آن را مدیریت کنید. شما خواهید دانست که چگونه از آن محافظت کنید، چگونه آن را پرورش دهید و چگونه عاقلانه از آن استفاده کنید.
همیشه به یاد داشته باشید، دانش، سرمایه واقعی است. هیچوقت از ارزش آن کم نمی شود. هر چه بیشتر در مورد پول یاد بگیرید، قدرتمندتر میشوید. دیگر از مشکلات مالی نمیترسید. تصمیمات هوشمندانهتری خواهید گرفت.
و از همه مهمتر، شما به کسی تبدیل خواهید شد که فقط پول در نمیآورد، بلکه کسی است که آن را حفظ میکند و ثروت واقعی میسازد. پس برای کسب درآمد عجله نکنید. برای یادگیری عجله داشته باشید. زیرا وقتی قبل از کسب درآمد، یاد میگیرید، موفقیت موقتی نخواهد بود.
قانون سوم
مثل یک فقیر پس انداز کنید
مثل یک ثروتمند سرمایهگذاری کنید
اگر تا به حال این نصیحت را شنیدهاید که پولتان را پسانداز کنید. شما تنها نیستید. این یکی از رایجترین توصیههای مالی است که به مردم در سراسر جهان داده میشود. و بله، پسانداز کردن پول مهم است، اما کافی نیست.
به اکثر مردم گفته میشود که پسانداز کنند، اما تعداد بسیار کمی از آنها یاد میگیرند که چگونه از این پسانداز برای ایجاد ثروت استفاده کنند. این تفاوت بین طرز فکر فقیر و ثروتمند است. افراد فقیر اغلب تمام درآمد خود را خرج میکنند. افراد طبقه متوسط هر چه باقی میماند را پسانداز میکنند. اما ثروتمندان واقعی، آنچه را که پسانداز میکنند، سرمایهگذاری میکنند. کلید ماجرا همین است. بیایید این را بشکافیم.
تصور کنید ۱۰۰ دلار درآمد دارید. افراد فقیر ممکن است تمام ۱۰۰ دلار را خرج کنند. آنها صورتحسابها را پرداخت میکنند، غذا میخرند، شاید خودشان را به چیزی کوچک مهمان کنند، و همه اینها تا آخر هفته تمام میشود. دیگر چیزی برای رشد کردن نمی ماند.
با این حال، یک فرد ثروتمند، بخشی از آن ۱۰۰ دلار را پسانداز میکند. اما آنها به همین جا بسنده نمیکنند. آنها بخشی از آن پسانداز را برمیدارند و آن را در سهام، کسبوکارها، املاک و مستغلات یا آموزش سرمایهگذاری میکنند. با گذشت زمان، آن سرمایهگذاری کوچک رشد میکند و چند برابر میشود.
اینگونه است که ثروت ایجاد میشود، نه فقط با پسانداز، بلکه با افزایش پساندازتان. پسانداز کردن را مانند کاشتن بذر در نظر بگیرید. اگر دانهها را در جیب خود بگذارید، هرگز میوه نخواهند شد. اما اگر آنها را در خاک قرار دهید، به آنها آب بدهید و از آنها مراقبت کنید، به درختانی تبدیل میشوند که سالهای سال میوه میدهند.
پول شما هم همینطور است. پسانداز کردن مثل کاشتن است. اما سرمایهگذاری مانند آبیاری و پرورش بذر است. بدون سرمایهگذاری، پسانداز شما ثابت میماند؛ رشد نمیکنند. و در واقع، با تورم، ارزش آنها به آرامی در طول زمان کاهش مییابد.
خب، چطور شروع کنیم؟ از چیزهای کوچک شروع کنیم. برای شروع به پول زیادی نیاز ندارید. حتی پسانداز ۱۰٪ از هر دلاری که به دست میآورید میتواند در طول زمان تفاوت بزرگی ایجاد کند. اگر ۱۰۰ دلار درآمد دارید، ۱۰ دلار کنار بگذارید. شاید این مقدار زیاد به نظر نرسد، اما چیزی که از همه مهمتر است، ثبات و پایداری است.
اگر هر بار که پول درمیآورید این کار را انجام دهید، عادتی در خود ایجاد میکنید. با گذشت ماهها و سالها، پسانداز شما شروع به افزایش میکند. سپس، با کمی آموزش مالی مقدماتی، میتوانید بخشی از آن پسانداز را سرمایهگذاری کنید. ممکن است در یک صندوق سرمایهگذاری مشترک کوچک، یک شاخص سهام پایه یا حتی یک ایده تجاری که به آن اعتقاد دارید، باشد. بسیاری از مردم منتظر زمان مناسب برای سرمایهگذاری هستند. آنها فکر میکنند، وقتی پول بیشتری داشته باشم شروع میکنم. اما آن زمان هیچوقت نمیرسد. هزینهها زیاد میشوند، شرایط اضطراری پیش میآید و عادت هرگز شکل نمیگیرد.
به همین دلیل مهم است که از همین حالا شروع کنید، حتی با مبلغ کم. هر چه زودتر شروع کنید، زمان بیشتری برای رشد پولتان خواهید داشت. زمان یکی از قدرتمندترین ابزارها در سرمایهگذاری است.
همچنین درک نقش بانکها مهم است. بانکها برای حفظ امنیت پول شما خوب هستند. آنها از پسانداز شما محافظت میکنند و در صورت نیاز به شما دسترسی میدهند، اما بانکها نرخ بهره بسیار پایینی ارائه میدهند. پول شما امن است، اما رشد زیادی نمیکند.
برای ایجاد ثروت واقعی، باید یاد بگیرید که چگونه فراتر از بانک سرمایهگذاری کنید. آنجاست که رشد اتفاق میافتد.
در پایان، این را به خاطر داشته باشید. مثل کسی که گرسنهی زنده ماندن است، پسانداز کنید. اما مانند کسی که برای پیشرفت برنامه ریزی کرده است، سرمایه گذاری کنید.
پسانداز کردن به شما امنیت میدهد. سرمایهگذاری به شما آزادی میدهد. وقتی هر دو را عاقلانه انجام دهید، آیندهای خواهید ساخت که به شانس، کمک یا معجزه وابسته نیست. بستگی به نظم و بینش شما دارد.
همین حالا شروع کنید. از کارهای کوچک شروع کنید. اما از همه مهمتر، هوشمندانه شروع کنید.
ادامه دارد ...