مجله عمومی روانشناسی و توسعه فردی
امور مالی
درباره پول بیاموزید
4-6
تفاوت بین داراییها و بدهیها را درک کنید.
برای یادگیری کار کنید
از دام تورم سبک زندگی اجتناب کنید
قاعده چهارم
تفاوت بین داراییها و بدهیها را درک کنید.
اگر یک قانون مالی وجود داشته باشد که ثروتمندان را از بقیه جدا کند، همین است؛ توانایی درک تفاوت بین داراییها و بدهیها. ساده به نظر میرسد، اما اکثر مردم هرگز واقعاً این را یاد نمیگیرند. آنها خواستهها را با نیازها و بدهیها را با داراییها اشتباه میگیرند. در نتیجه، آنها سختتر کار میکنند، اما هرگز ثروتمندتر نمیشوند. برای رهایی از این دام، باید یاد بگیرید که چگونه تشخیص دهید کدام چیزها در زندگیتان پول به جیبتان سرازیر میکنند و کدامها بیسروصدا پولتان را بیرون میکشند.
دارایی دقیقاً چیست؟ دارایی هر چیزی است که برای شما پول میسازد. از نظر مالی به زندگی شما ارزش افزوده میدهد. یک دارایی میتواند در درازمدت جریان نقدی ایجاد کند، ارزش آن را افزایش دهد یا هزینههای شما را کاهش دهد.
نمونههایی از داراییهای واقعی شامل ملک اجارهای است که به شما درآمد ماهانه میدهد، کسبوکاری که سودآور است، سهامی که سود سهام پرداخت میکنند یا حتی مهارتی که قدرت درآمدزایی شما را افزایش میدهد. این چیزها چه الان و چه در آینده، پول به جیب شما سرازیر میکنند.
حالا بیایید به بدهیها نگاهی بیندازیم. بدهی چیزی است که از جیب شما پول خارج میکند. اینها چیزهایی هستند که مرتباً برای شما هزینه دارند، حتی اگر خوب به نظر برسند یا مهم به نظر برسند.
برای مثال، یک ماشین شاید به شما در رفت و آمد کمک کند، اما هزینههای سوخت، نگهداری، بیمه و افزایش قیمت خودرو را نیز به همراه دارد. هر ماه از کیف پولتان پول کم می کند. همین امر در مورد تلفنهای گرانقیمت، لباسهای طراحان یا خانههای بزرگی که از آنها خسته نمیشوید نیز صدق میکند. آنها ممکن است چشمگیر به نظر برسند، اما از نظر مالی برای شما هزینه دارند، نه درآمد.
مشکل این است که بسیاری از مردم، به خصوص کسانی که از نظر مالی آموزش ندیدهاند، بدهیها را با داراییها اشتباه میگیرند. آنها فکر میکنند چون صاحب چیزی گرانقیمت هستند، به این معنی است که ثروتمندتر میشوند. اما حقیقت برعکس است. اگر آن کالا به جای پر کردن حساب بانکی شما، آن را خالی میکند، یک بدهی است، نه یک دارایی.
افراد فقیر اغلب زندگی خود را با این نوع خریدها پر میکنند، با این تصور که در حال ثروت اندوزی هستند. در حالی که در واقع، آنها در حال بیشتر شدن بدهی هستند یا در همان وضعیت مالی گیر میکنند.
افراد ثروتمندی که در موقعیتهای بالا قرار دارند، بر جمعآوری داراییها تمرکز میکنند. آنها پول خود را صرف خرید چیزهایی میکنند که برایشان درآمد بیشتری به همراه داشته باشد. آنها وقت خود را برای تحت تأثیر قرار دادن دیگران با اقلام پر زرق و برق تلف نمیکنند. در عوض، آنها روی چیزهایی سرمایهگذاری میکنند که به مرور زمان رشد خواهند کرد. این طرز فکر همان چیزی است که منجر به آزادی مالی بلندمدت میشود.
هدف این نیست که فقط برای پول کار کنید، بلکه این است که داراییهایتان برای شما کار کنند. اینگونه است که دیگر وقت خود را صرف پول نمیکنید و کنترل آینده خود را به دست میگیرید.
بنابراین دفعهی بعد که قصد خرید بزرگی داشتید، از خودتان یک سوال مهم بپرسید. آیا این کار در آینده پول بیشتری به من میدهد یا پولم را از من میگیرد؟ با خودتان صادق باشید. اگر مسئولیتی است، دوباره فکر کنید. آیا میتوان صبر کرد؟ آیا گزینه بهتری وجود دارد؟ آیا میتوان از آن پول برای سرمایهگذاری در چیزی ارزشمندتر استفاده کرد؟
هدف شما باید ساده باشد. داراییهای بیشتری بخرید. بدهیهای خود را به حداقل برسانید. وقتی طرز فکرتان را به این سمت تغییر دهید، همه چیز شروع به تغییر میکند. شما بدون نیاز به کسب درآمد بیشتر، شروع به ثروت اندوزی میکنید. پولتان سختتر از شما شروع به کار میکند. و به آرامی اما مطمئناً، به استقلال مالی نزدیکتر میشوید. درک این قانون میتواند زندگی مالی شما را کاملاً تغییر دهد. پس آن را به خاطر بسپارید. آن را عمل کنید. بر اساس آن زندگی کنید.
داراییها شما را تغذیه میکنند. بدهیها شما را به دردسر میاندازند. عاقلانه انتخاب کنید.
قانون پنجم
برای یادگیری کار کنید
نه اینکه فقط دنبال کسب درآمد باشید
در دنیای امروز، اکثر مردم فقط برای گذران زندگی کار میکنند. آنها کارشان را انجام میدهند چون باید قبوض را پرداخت کنند، از خانوادههایشان حمایت کنند و زنده بمانند. اگرچه این قابل درک است، اما یک تله نیز هست. اگر تنها هدف شما در محل کار، دریافت حقوق است، فرصت بسیار بزرگتری را از دست میدهید، فرصتی که میتواند کل مسیر زندگی شما را تغییر دهد.
باهوشترین افراد، به خصوص در سالهای اولیهی دوران کاریشان، این را درک میکنند. فقط برای کسب درآمد کار نکنید. برای یادگیری کار کنید. زیرا آنچه امروز یاد میگیرید میتواند درآمد فردای شما را چند برابر کند. خیلی از مردم میگویند، از کارم متنفرم، یا فقط برای پول این کار را انجام میدهم. و این درست است. بعضی از شغلها سخت و طاقتفرسا هستند.
اما سوال واقعی فقط این نیست که چه کاری انجام میدهید. این چیزی است که شما در حین انجام آن یاد میگیرید. هر شغلی، حتی کمدرآمدترین آنها، چیزی برای آموختن به شما دارد. اگر دقت کنید.
آیا در حال یادگیری نحوه صحبت با مردم هستید؟ چگونه زمان خود را مدیریت کنید؟ چگونه یک تیم را رهبری کنید؟ چگونه یک محصول را بفروشید؟ اینها مهارتهایی هستند که فقط در نقش فعلیتان به شما کمک نمیکنند. آنها تا آخر عمر با شما میمانند.
فرض کنید شما در یک فروشگاه کوچک کار میکنید. شاید درآمد زیادی نداشته باشد، اما شما یاد میگیرید که چگونه با مشتریان برخورد کنید، چگونه مشکلات را به سرعت حل کنید، چگونه تحت فشار آرام بمانید و شاید حتی چگونه یک کسب و کار کوچک را اداره کنید. اینها درسهای بیقیمتی هستند. روزی ممکن است فروشگاه خودتان را باز کنید یا یک تیم بزرگ را مدیریت کنید. تجربهای که به دست آوردهاید، به شما برتری خواهد داد.
از طرف دیگر، اگر همیشه شغلها را فقط بر اساس حقوق انتخاب کنید، ممکن است الان درآمد بیشتری داشته باشید، اما یادگیری عمیقی را که منجر به ثروت بلندمدت میشود، از دست خواهید داد. مثل کاشتن بذر به آن فکر کنید. وقتی برای یادگیری تلاش میکنید، در واقع مهارتهایی را در درون خود پرورش میدهید. این مهارتها به مرور زمان رشد میکنند. آنها مانند حقوق شما که بعد از خرج کردن ناپدید میشوند، ناپدید نمیشوند.
برای مثال، یادگیری نحوه مذاکره میتواند به شما کمک کند تا در آینده معاملات بهتری داشته باشید. یادگیری نحوه فروش میتواند به شما در شروع کسب و کار خودتان کمک کند. یادگیری نحوه مدیریت یک تیم میتواند شما را برای نقشهای رهبری آماده کند.
این چیزها را در مدرسه یاد نمیدهند. آنها از طریق تجربه، از طریق کار کردن با طرز فکر درست، آموخته میشوند. بنابراین در سالهای اولیه، اشتباه نکنید که فقط به دنبال شغلهای پردرآمد باشید. در عوض، به دنبال شغلی باشید که بیشترین رشد را ارائه میدهد. از خودتان بپرسید، اینجا چه چیزی میتوانم یاد بگیرم؟ آیا این به من کمک میکند ارزشمندتر شوم؟
گاهی اوقات، شغلی که کمی کمتر درآمد دارد، چیزهای بیشتری به شما یاد میدهد. و در دراز مدت، این درسها شما را بسیار ثروتمندتر از چند دلار اضافی فعلی خواهد کرد.
به یاد داشته باشید، پول موقتی است، اما مهارتها همیشگی هستند. ممکن است شغل، پسانداز و حتی کسب و کار خود را از دست بدهید. اما اگر مهارتهای قوی دارید، همیشه میتوانید دوباره شروع کنید.
به همین دلیل است که افراد ثروتمند روی یادگیری تمرکز میکنند. آنها میدانند که ذهنشان بزرگترین دارایی آنهاست. آنها هرگز از ارتقاء خود دست نمیکشند.
بنابراین دفعه بعد که برای شغلی درخواست میدهید، به تغییر کارتان فکر کنید، فقط نپرسید چقدر حقوق میگیرم؟ در عوض بپرسید چقدر رشد خواهم کرد؟ چون مهم نیست الان چقدر درآمد دارید. این در مورد این است که بعد از ارتقای مهارتهایتان چقدر میتوانید درآمد کسب کنید. ثروت واقعی اینگونه ساخته میشود. هوشمندانه کار کنید، برای یادگیری تلاش کنید.
قانون ۶
از دام تورم سبک زندگی اجتناب کنید
این را تصور کنید. شما سخت کار کردهاید، ترفیع گرفتهاید، یا شغل پردرآمدتری پیدا کردهاید. ناگهان، حقوق شما دو برابر میشود. شما احساس هیجان، افتخار و شاید حتی کمی آسودگی میکنید. بالاخره موفق شدید، درسته؟ اما حالا که درآمد بیشتر شده، بعدش چه میشود؟ یه ماشین جدید میخرید، گوشی را ارتقا میدهید، به یه آپارتمان بزرگتر نقل مکان میکنید، از فروشگاههای شیکتر خرید میکنید و بیشتر بیرون غذا میخورید.
کم کم، سبک زندگی شما متناسب با درآمد جدیدتان تغییر میکند. و قبل از اینکه متوجه شوید، تقریباً هر دلاری را که به دست میآورید دوباره خرج میکنید. به این حالت تورم سبک زندگی میگویند.
اکنون، تورم سبک زندگی، قاتل خاموش رشد مالی است. زمانی است که هزینههای شما به سرعت یا سریعتر از درآمدتان افزایش مییابد. به خودتان می گویید، من سخت کار میکنم، من لیاقت این را دارم. و اگرچه لذت بردن از برخی پاداشها اشکالی ندارد، اما خطر در تبدیل این پاداشها به عادتهای منظم نهفته است. خانه بزرگتر اجاره یا وام مسکن بالاتری دارد. ماشین بهتر، هزینههای بیمه، بنزین و نگهداری بیشتری دارد. شامهای گرانقیمت به سرعت روی هم انباشته میشوند. بنابراین با اینکه حقوق شما دو برابر شده، پسانداز شما افزایش نیافته است. سرمایهگذاریهای شما رشد نکرده است. زندگی مالی شما بهبود نیافته است. فقط شیکتر شده است.
مشکل این است که اکثر مردم تا زمانی که خیلی دیر نشده متوجه این دام نمیشوند. آنها هر بار که درآمد بیشتری کسب میکنند، به ارتقاء خود ادامه میدهند. آنها همیشه احساس میکنند برای آسایش به کمی پول بیشتر نیاز دارند. و مهم نیست که درآمدشان چقدر افزایش یابد، آنها هنوز هم در مورد صورتحسابها، بدهیها و موارد اضطراری احساس استرس میکنند.
چرا؟ چون آنها سبک زندگیای را ساختهاند که برای گذران زندگی به کسب درآمد بیشتر و بیشتر وابسته است. اما افراد باهوش، کسانی که واقعاً ثروت میسازند، کار متفاوتی انجام میدهند. وقتی درآمدشان افزایش مییابد، بلافاصله مخارجشان را افزایش نمیدهند. در عوض، آنها روی زمین میمانند. آنها همچنان به سادگی زندگی میکنند و از پول اضافی برای پسانداز، سرمایهگذاری و ایجاد دارایی استفاده میکنند. آنها درک میکنند که ثروت ربطی به میزان درآمد شما ندارد. مهم این است که چقدر آن را حفظ و پرورش میدهید.
در اینجا یک حقیقت ساده وجود دارد. اگر همیشه هر چه درمیآورید خرج کنید، همیشه یک قدم با ورشکستگی فاصله خواهید داشت. چه ماهی ۱۰۰۰ دلار درآمد داشته باشید و چه ماهی ۱۰۰۰۰ دلار، اگر همه آن را خرج کنید، وضعیت مالیتان بهبود نمییابد.
اما اگر با هزینه کمتر از درآمدتان زندگی کنید، شکاف ایجاد میکنید. فضایی که در آن ثروت میتواند رشد کند. آن شکاف، قدرت شماست. این چیزی است که به شما امکان میدهد صندوقهای اضطراری ایجاد کنید، سرمایهگذاری کنید و برای آینده برنامهریزی کنید. زندگی کردن پایینتر از سطح توانایی مالیتان به معنای زندگی در فقر نیست. انتخابهای هوشمندانه است. یعنی قبل از خرید از خودتان بپرسید، آیا واقعاً به این نیاز دارم؟ یعنی ثبات بلندمدت را به لذت کوتاهمدت ترجیح بدهید. یعنی کنترل پولتان را در دست داشته باشید، نه اینکه اجازه دهید احساسات یا غرورتان آن را کنترل کند. و بهترین قسمت ماجرا اینجاست.
ساده زیستن فقط به کیف پولتان کمک نمیکند. آرامش خاطر را به ارمغان میآورد. دیگر نگران همگام شدن با دیگران نیستید. با دانستن اینکه برای مواقع اضطراری آماده هستید، بهتر میخوابید. شما آزادی ریسکپذیری، تغییر شغل یا حتی راهاندازی کسبوکار خودتان را به دست میآورید، زیرا در دام هزینههای بالا گرفتار نشدهاید. بنابراین دفعهی بعدی که درآمدتان افزایش مییابد، قبل از ارتقای سبک زندگیتان، کمی مکث کنید. بله، جشن بگیرید، اما استراتژی هم داشته باشید. از خودتان بپرسید، چگونه میتوانم از این درآمد جدید برای رشد استفاده کنم، نه فقط خرج کردن؟ از دامی که خیلیها در آن میافتند، دوری کنید.
تورم سبک زندگی شما را گیر میاندازد. زندگی هوشمندانه شما را آزاد میکند. با هدف زندگی کنید، با نیت خرج کنید، و همیشه، و همیشه کمتر از درآمد خرج کنید. این مسیر رسیدن به ثروت پایدار است.
مجله عمومی روانشناسی و توسعه فردی
مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا
روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی
دانش آموخته دانشگاه تهران