مجله اینترنتی تجربه لذت بخش زندگی
مجله عمومی روانشناسی و توسعه فردی
توسعه فردی
ثبات و پایداری
اگر موفقیت پایدار میخواهید
چرا بعضی افراد به اهدافشان میرسند در حالی که بعضی دیگر پس از چند روز دست از تلاش میکشند؟ این شانس، استعداد یا حتی انگیزه نیست. این ثبات و پایداری است. توانایی حضور در هر روز، صرف نظر از اینکه چه احساسی دارید، صرف نظر از شرایط. اما بیایید صادق باشیم، ثابت قدم ماندن سخت است. به همین دلیل است که باید خودتان را برای انجام آن آموزش دهید، حتی وقتی که نمیخواهید.
چرا ثبات قدم بر انگیزه غلبه میکند؟ انگیزه موقتی است. مثل موج میآید و میرود، یک لحظه قوی و لحظه بعد ضعیف. به همین دلیل تکیه صرف بر انگیزه اشتباه است. اگر فقط وقتی الهام میگیرید دست به کار شوید، در درازمدت به هیچ چیز دست نخواهید یافت. موفقیت واقعی بر پایهی ثبات قدم، توانایی حاضر شدن و انجام کار حتی زمانی که حس و حالش را ندارید، بنا شده است.
انگیزه یک احساس است و احساسات غیرقابل اعتمادند. بعضی روزها احساس هیجان و انگیزه دارید، اما روزهای دیگر احساس خستگی، دلسردی یا حواسپرتی میکنید. اگر منتظر انگیزه باشید تا بعد اقدامی انجام دهید، وقت ارزشمندتان را تلف خواهید کرد.
از سوی دیگر، ثبات قدم به احساسات بستگی ندارد. این یک تعهد، یک عادت، یک بخش غیرقابل مذاکره از زندگی شماست. به ورزشکاران، کارآفرینان یا هنرمندان موفق فکر کنید. فکر میکنید آنها هر روز با انگیزه از خواب بیدار میشوند؟ آنها درست مثل بقیه از خواب بیدار میشوند، گاهی پرانرژی و گاهی خسته. تفاوت این است که آنها صرف نظر از هر اتفاقی، اقدام میکنند. آنها منتظر نمیمانند تا حسش را پیدا کنند. آنها سر کار حاضر میشوند، کار را انجام میدهند و به روند کار اعتماد دارند.
وقتی ثابت قدم باشید، شتاب میگیرید. در ابتدا، حفظ نظم و انضباط دشوار است، اما هر چه بیشتر یک عمل را تکرار کنید، آسانتر میشود. درست مانند گلوله برفی که از تپه به پایین میغلتد، تلاشهای کوچک به مرور زمان به نتایج عظیم تبدیل میشوند.
انگیزه ممکن است شما را به شروع وادار کند، اما پشتکار شما را به ادامه دادن وادار میکند. ثبات همچنین باعث ایجاد اعتماد به نفس میشود. هر بار که به تعهدات خود عمل میکنید، به خودتان ثابت میکنید که میتوانید روی خودتان حساب کنید. شما شروع میکنید به نظم و انضباط خودتان بیشتر از احساساتتان اعتماد کنید. با گذشت زمان، این اعتماد به نفس به اعتماد به نفس تزلزلناپذیر تبدیل میشود.
وقتی روی ثبات تمرکز میکنید، حتی در روزهای بد هم پیشرفت میکنید. انگیزه به شما میگوید وقتی اوضاع سخت شد، دست از تلاش بردارید، اما ثبات قدم شما را به جلو میبرد، حتی اگر فقط قدمهای کوچکی بردارید. این مراحل جمع میشوند. هر روز، حتی با ۵۰٪ تلاش، حاضر شدن بهتر از این است که فقط وقتی احساس میکنید ۱۰۰٪ آمادهاید، حاضر شوید.
افراد موفق میدانند که تکرار منجر به تسلط میشود. بهترین نوازندگان، حتی وقتی الهامی نمیبینند، هر روز به تمرین هنر خود میپردازند. بهترین ورزشکاران هر روز بدن خود را تمرین میدهند، حتی زمانی که احساس قدرت نمیکنند. بزرگی بر اساس کاری که به طور مداوم انجام میدهید ساخته میشود، نه کاری که گهگاه انجام میدهید.
انگیزه برای شما جرقه میزند، اما مداومت به شما نتیجه میدهد. انگیزه را مانند روشن کردن یک کبریت در نظر بگیرید. خوب میسوزد، اما زود هم از بین میرود. ثبات قدم مانند روشن کردن آتشی است که در هر صورت روشن میماند. اگر موفقیت پایدار میخواهید، به چیزی بیش از جرقه نیاز دارید، به نظم و انضباط نیاز دارید.
یکی دیگر از مزایای ثبات این است که خستگی ناشی از تصمیمگیری را از بین میبرد. وقتی چیزی به عادت تبدیل میشود، دیگر لازم نیست انرژی خود را برای تصمیمگیری در مورد انجام دادن یا ندادن آن هدر دهید. شما آن را زیر سوال نمیبرید، فقط آن را انجام میدهید. این باعث صرفهجویی در انرژی ذهنی میشود و بهرهوری را آسانتر میکند.
ثبات همچنین باعث تغییر هویت میشود. وقتی کاری را به طور مداوم انجام میدهید، فقط به یک عادت تبدیل نمیشوید. شنا تبدیل به آن نوع آدم می شوید. اگر هر روز مطالعه کنید، دیگر فقط کسی نیستید که سعی میکند مطالعه کند. شما اهل مطالعه می شوید. اگر به طور مداوم ورزش کنید، فقط سعی نمیکنید ورزش کنید. شما ورزشکار می شوید. عادتهای شما هویت شما را شکل میدهند.
کلید ایجاد ثبات، حذف نیاز به انگیزه است. منتظر نمانید تا حال و هوای ایدهآل، زمانبندی عالی یا سطح انرژی ایدهآل به دست آورید. تحت هر شرایطی شروع به حضور در جمع کنید. آن را به یک قانون تبدیل کنید. وقتی از تکیه بر انگیزه دست بردارید، توقفناپذیر میشوید. ثبات قدم، انگیزه را شکست میدهد، زیرا موفقیت را اجتنابناپذیر میکند.
اگر به تلاش کردن ادامه دهید، هر روز کمی پیشرفت کنید و تسلیم نشوید، به نتیجه خواهید رسید. ثبات قدم را به قدرت برتر خود تبدیل کنید، آنگاه دیگر هرگز مجبور نخواهید بود به انگیزه تکیه کنید.
شکستن چرخهی اهمالکاری
اهمالکاری قاتل خاموش موفقیت است. شما را فریب میدهد که فکر کنید وقت بیشتری دارید تا فردا شروع کنید یا اینکه صبر کنید تا زمانی که احساس آمادگی کنید. اما فردا هرگز نمیآید. اگر میخواهید به هر چیز بزرگی دست پیدا کنید، باید از همین الان چرخهی به تعویق انداختن کارها را بشکنید.
اولین قدم برای غلبه بر اهمالکاری، درک دلیل انجام آن است. اهمال کاری تنبلی نیست. این واکنشی به ترس، شک به خود یا غرق شدن در مشکلات است. وقتی یک کار بیش از حد بزرگ، بیش از حد نامطمئن یا بیش از حد ناراحت کننده به نظر برسد، مغز شما به دنبال راه فراری میگردد. حواس شما را با رسانههای اجتماعی، تلویزیون یا هر چیز دیگری که رضایت فوری میدهد، پرت میکند. اما این حواسپرتیها فقط موفقیت شما را به تأخیر میاندازند.
برای متوقف کردن اهمال کاری، باید مقاومت ذهنی را کاهش دهید. هرچه یک کار بزرگتر و ترسناکتر به نظر برسد، احتمال اینکه آن را به تعویق بیندازید بیشتر است. به جای تمرکز روی کل کار، آن را به مراحل کوچک و قابل مدیریت تقسیم کنید.
فقط با پنج دقیقه شروع کنید. به خودتان بگویید، من پنج دقیقه روی این کار میکنم و اگر بعد از آن بخواهم، میتوانم آن را متوقف کنم. بیشتر اوقات، شروع کردن، مقاومت ذهنی را از بین میبرد و در نهایت، مدت بیشتری کار خواهید کرد.
منتظر نمانید تا احساس انگیزه کنید. انگیزه قابل اعتماد نیست. میآید و میرود. عمل، انگیزه را ایجاد میکند، نه برعکس. هر چه بیشتر اقدام کنید، نیروی محرکه بیشتری ایجاد میکنید و ادامه دادن آسانتر میشود. فکر کردن را متوقف کنید. شروع به انجام دادن کنید.
یکی از دلایل اصلی اهمالکاری، کمالگرایی است. شما شروع نمیکنید چون میترسید که نتوانید آن را بینقص انجام دهید. اما منتظر لحظهی بینقص یا برنامهی بینقص ماندن، فقط نوع دیگری از اجتناب است. کمالگرایی، اهمالکاری در لباس مبدل است.
در عوض، هدفتان پیشرفت باشد، نه کمال. انجام دادن بهتر از بینقص بودن است. حتی اگر مصنوعی باشد، برای خودتان ضربالاجل تعیین کنید. وقتی یک کار مهلت مشخصی ندارد، مغز شما فرض میکند که زمان نامحدودی دارید، که منجر به تعلل میشود. با تعیین ضربالاجلهای شخصی، فوریت ایجاد کنید. به خودتان محدودیت زمانی بدهید. در مورد آن به کسی بگویید، یا آن را در تقویم خود برنامهریزی کنید.
قبل از شروع، عوامل حواسپرتی را از بین ببرید. اگر تلفن، اعلانها یا سر و صدای پسزمینه توجه شما را جلب میکند، کنترل اوضاع را به دست بگیرید. تلفن خود را در حالت بیصدا قرار دهید، تبهای غیرضروری مرورگر را ببندید و محیطی بدون حواسپرتی ایجاد کنید. هرچه وسوسههای کمتری داشته باشید، راحتتر میتوانید متمرکز بمانید.
یک ترفند قدرتمند برای غلبه بر تعلل، قانون ده دقیقه است. اگر کاری کمتر از ده دقیقه طول میکشد، فوراً آن را انجام دهید. اگر بیشتر طول کشید، آن را به کارهای کوچکتری تقسیم کنید که بتوانید در عرض ده دقیقه انجام دهید. کارهای کوچک موانع ذهنی را کاهش میدهند و ادامه دادن را آسانتر میکنند.
روش دیگر، مسئولیتپذیری است. هدفتان را به کسی بگویید و از او بخواهید پیشرفت شما را بررسی کند. وقتی شخص دیگری انتظار نتیجه دارد، احتمال بیشتری وجود دارد که شما به خواستههایتان عمل کنید. تعهد عمومی، پاسخگویی را افزایش میدهد.
محیط شما بیش از آنچه فکر میکنید، رفتارتان را شکل میدهد. خودتان را با افرادی احاطه کنید که اهل عمل هستند. اگر دوستان و همکارانتان باانگیزه و منظم باشند، عادات آنها روی شما تأثیر خواهد گذاشت. اگر آنها کارها را به تعویق بیندازند، احتمال بیشتری وجود دارد که شما هم همین کار را انجام دهید. محیط اطراف خود را عاقلانه انتخاب کنید.
اهمالکاری با بهانهتراشی رشد میکند. بعداً انجامش میدهم. خیلی خستهام. از هفته دیگه شروع میکنم. این بهانهها شما را گیر میاندازند. با پرسیدن این سوال از خودتان، آنها را به چالش بکشید، اگر الان شروع کنم، بدترین اتفاقی که میافتد چیست؟ اغلب اوقات، ترس شما غیرمنطقی است. تنها نتیجهی واقعیِ اهمالکاری، اتلاف وقت است.
عواقب بیتحرکی را تجسم کنید. اگر به تعلل ادامه دهید، یک سال دیگر کجا خواهید بود؟ چه احساسی خواهید داشت؟ چه فرصتهایی را از دست خواهید داد؟ این را با پاداشهای اقدام امروز مقایسه کنید. از این تجسم برای پیشرفت خود استفاده کنید.
اهمال کاری اعتماد به نفس شما را تضعیف میکند. هر بار که تعلل میکنید، به خودتان یاد میدهید که نمیتوانید به خودتان تکیه کنید. اما وقتی شروع به اقدام میکنید، حتی به روشهای کوچک، اعتماد به نفس خود را دوباره بازسازی میکنید. شما به خودتان ثابت میکنید که منظم و توانمند هستید.
یک سیستم ایجاد کنید، نه فقط یک هدف. هدف، نتیجهای است که شما میخواهید. سیستم، فرآیندی است که شما را به مقصد میرساند. به جای اینکه بگویید میخواهم کتاب بنویسم، یک سیستم تعیین کنید، هر روز صبح ۳۰ دقیقه بنویسید. سیستمها نیاز به انگیزه را از بین میبرند و عمل را خودکار میکنند. وظایف را به عادت تبدیل کنید.
هر چه بیشتر کاری را انجام دهید، انرژی ذهنی کمتری صرف آن میشود. با تبدیل اقدامات خود به بخشی از برنامه روزانهتان، ثبات قدم ایجاد کنید. وقتی چیزی خودکار میشود، اهمالکاری از بین میرود.
برای انجام اقدامات به خودتان پاداش دهید. مغز شما عاشق پاداش است. بعد از انجام یک کار، به خودتان یک پاداش کوچک، استراحت، یک میان وعده مورد علاقه یا هر چیزی که رفتار مثبت را تقویت میکند، بدهید. این عادت اقدام کردن را تقویت میکند.
به خودتان یادآوری کنید که کمالگرایی لازم نیست. شروع کردن لازم است.
هر متخصصی روزی مبتدی بوده است. هر داستان موفقیت بزرگی با کسی شروع شد که اولین قدم ناقص را برداشت. وظیفه شما این نیست که بینقص باشید. فقط شروع کنید.
در نهایت، اهمالکاری یک عادت است. و مانند هر عادتی، میتوان آن را ترک کرد. راز آن این است که از فکر کردن به انجام دادن آن دست بردارید و فقط شروع کنید. منتظر لحظه ایدهآل نباشید. منتظر انگیزه نباشید. همین حالا شروع کنید.
ذهن خود را برای نظم و انضباط روزانه آموزش دهید
نظم و انضباط، پلی بین اهداف و موفقیت است. بدون آن، رویاها فقط رویا باقی میمانند. انگیزه ممکن است شما را به شروع وادار کند، اما نظم و انضباط چیزی است که شما را به ادامه دادن وادار میکند. توانایی انجام کاری که باید انجام شود، حتی وقتی حس و حالش را ندارید، چیزی است که افراد موفق را از کسانی که تسلیم میشوند، متمایز میکند.
خبر خوب این است که نظم و انضباط یک مهارت است. میتوان آن را آموزش داد، ساخت و تقویت کرد. اولین قدم برای آموزش ذهنتان برای نظم و انضباط، تصمیمگیری است. شما باید تصمیم بگیرید که صرف نظر از اینکه چه احساسی دارید، صرف نظر از شرایط، متعهد به اقدام خواهید شد.
نظم و انضباط به معنای منتظر ماندن برای لحظه مناسب نیست. در مورد اقدام کردن صرف نظر از شرایط است. برندگان بر اساس تعهد عمل میکنند، نه احساسات.
یک دلیل واضح برای اهدافتان ایجاد کنید. وقتی دلیل محکمی برای کارهایتان داشته باشید، حفظ نظم و انضباط بسیار آسانتر است. از خودتان بپرسید، چرا این هدف برای من مهم است؟ اگر منظم بمانم، زندگیام چه تغییری خواهد کرد؟ اگر منظم نباشم چه اتفاقی میافتد؟ یک «چرا»ی به اندازه کافی قوی، بهانهها را از بین میبرد.
با تعهدات کوچک روزانه شروع کنید. انضباط مثل یک عضله است. هر چه بیشتر آن را تمرین دهید، قویتر میشود. به جای اینکه خودتان را با اهداف بزرگ درگیر کنید، از اهداف کوچک شروع کنید و به آنها پایبند باشید. حتی یک عادت ساده، مانند بیدار شدن در یک ساعت مشخص در هر روز، یا تعیین یک قانون پنج دقیقهای برای یک کار، توانایی شما را برای پیگیری آن تقویت میکند.
قبل از اینکه عوامل حواسپرتی شما را کنترل کنند، آنها را از بین ببرید. محیط شما نقش بسیار مهمی در نظم و انضباط شما دارد. اگر تلفن، رسانههای اجتماعی یا سایر وسوسهها دائماً جلوی چشمتان باشند، تمرکزتان را از بین میبرند.
فضای خود را برای موفقیت آماده کنید. عوامل حواسپرتی را حذف کنید و حفظ نظم و انضباط را آسانتر کنید.
پرورش انضباط شخصی به معنای تسلط بر افکارتان است. ذهن شما همیشه سعی میکند شما را متقاعد کند که مسیر آسان را انتخاب کنید. میگوید، میتوانید بعداً انجامش دهید، یا الان حسش را ندارید. این افکار را به عنوان موانع بشناسید و در عوض خودتان را آموزش دهید که علیرغم آنها عمل کنید.
انضباط را به یک هویت تبدیل کنید. به جای اینکه بگویید، من باید منظمتر باشم، بگویید، من آدم منظمی هستم. هویت شما اعمال شما را شکل میدهد. وقتی واقعاً باور داشته باشید که فرد منظمی هستید، شروع به گرفتن تصمیماتی میکنید که با این باور همسو هستند. نظم و انضباط چیزی نیست که شما انجام می دهید؛ چیزی است که شما هستید.
از تکنیک پنج ثانیه استفاده کنید. هر زمان که در برابر اقدام کردن احساس مقاومت کردید، از پنج، چهار، سه، دو، یک بشمارید و حرکت کنید. این تکنیک تردید را از بین میبرد و شما را مجبور میکند قبل از اینکه ذهنتان بهانهای بتراشد، فوراً اقدام کنید.
با به تأخیر انداختن لذت، خودکنترلی را در خود پرورش دهید. ذهن خود را طوری آموزش دهید که در برابر پاداشهای فوری به نفع موفقیت بلندمدت مقاومت کند. توانایی نه گفتن به لذتهای کوتاهمدت در ازای سود بلندمدت، از ویژگیهای بارز افراد موفق است.
هر بار که نظم و انضباط را به راحتی ترجیح میدهید، اراده خود را تقویت میکنید، پیشرفت خود را پیگیری میکنید، یک دفترچه یادداشت، چک لیست یا ردیاب عادت برای سنجش میزان ثبات خود نگه میدارید. دیدن شواهد ملموس از تلاشهایتان، اعتماد به نفس ایجاد میکند و تعهد شما را تقویت میکند.
پیشرفت، خود نوعی انگیزه است. خودتان را پاسخگو بدانید. وقتی کسی حواسش نیست، انضباط به چالش کشیده میشود. قهرمانان به کسی نیاز ندارند که آنها را به جلو هل دهد. خودشان را خودشان هل میدهند.
با این حال، اگر در انجام کارها مشکل دارید، یک شریک مسئولیتپذیر پیدا کنید که پیشرفت شما را بررسی کند، دانستن اینکه شخص دیگری از شما انتظار دارد که کارها را دنبال کنید، شانس موفقیت شما را افزایش میدهد.
بر هنر خودگویی مسلط شوید. آنچه به خودتان میگویید مهم است. اگر دائماً به خودتان بگویید، من منظم نیستم یا همیشه کارها را به تعویق میاندازم، ذهنتان آن را باور خواهد کرد. در عوض، افکارتان را از نو برنامهریزی کنید.
باورهای محدودکننده را با باورهای قدرتمندکننده جایگزین کنید. من به تعهداتم عمل میکنم. من منظم و پیگیر هستم. من کاری را که باید انجام شود انجام میدهم، مهم نیست چه احساسی داشته باشم.
خستگی ناشی از تصمیمگیری را از بین ببرید. هر چه انتخابهای بیشتری داشته باشید، منظم ماندن سختتر میشود. کارهای روزمرهتان را ساده کنید. وعدههای غذایی خود را از قبل آماده کنید. یک مراسم صبحگاهی ترتیب دهید یا برنامهای ایجاد کنید که تصمیمات غیرضروری را حذف کند.
انضباط زمانی شکوفا میشود که محیط شما از اقدام خودکار پشتیبانی کند. شروع کردن را آسان کنید. اگر انجام کاری برایتان دشوار و طاقتفرسا به نظر میرسد، آن را به کوچکترین مراحل ممکن تقسیم کنید.
میخواهید ورزش کنید؟ فقط لباس ورزشی تان رو بپوشید. میخواهید بنویسید؟ فقط لپتاپتان را باز کنید. به محض اینکه شروع کنید، شتاب و حرکت، همه چیز را فرا میگیرد.
به انضباط خود پاداش دهید. در حالی که نظم و انضباط نیاز به فداکاری دارد، جشن گرفتن پیروزیهایتان نیز مهم است. پاداشها رفتار مثبت را تقویت میکنند و انضباط را به عادتی تبدیل میکنند که از آن لذت میبرید، نه چیزی که از آن میترسید. پیشرفت خود را تصدیق کنید و به راهتان ادامه دهید.
به احساسات تکیه نکنید. به سیستمها تکیه کنید. احساسات نوسان دارند، اما یک سیستم قوی، ثبات را تضمین میکند. یک برنامهی ساختارمند برای اهدافتان ایجاد کنید و حتی زمانی که انگیزهتان از بین رفته است، به آن پایبند باشید.
خودتان را برای پذیرش ناراحتی آموزش دهید. رشد و آسایش نمیتوانند با هم وجود داشته باشند. هر چه بیشتر بر ناراحتی غلبه کنید، آسانتر میشود. انضباط یعنی وقتی دیگران دست از تلاش میکشند، تو کارهای سخت را انجام بدهی. سازش با خودتان را متوقف کنید. قهرمانان با بهانههای خودشان بحث نمیکنند. آنها را زیر پا میگذارند.
یک برنامه صبحگاهی بسازید که زمینه را برای موفقیت فراهم کند. نحوه شروع روزتان، طرز فکر شما را تعیین میکند. عادتهایی را ایجاد کنید که باعث ایجاد انگیزه میشوند، ورزش، مدیتیشن، تعیین هدف یا مطالعه. یک برنامه صبحگاهی قوی، از لحظه بیدار شدن، نظم و انضباط را در شما ایجاد میکند.
ذهنیت بدون عذر و بهانه را در پیش بگیرید. برندهها بهانه نمیآورند. آنها راه حل ها را پیدا می کنند. به جای اجتناب از مشکلات، خودتان را برای حل آنها آموزش دهید.
انضباط یعنی مسئولیت کامل موفقیت خود را بر عهده گرفتن. شما کنترل اوضاع را در دست دارید.
نتیجهگیری: انضباط به معنای تنبیه نیست. این درباره آزادی است. وقتی ذهن خود را برای منظم بودن آموزش میدهید، کنترل اعمال، احساسات و نتایج خود را به دست میآورید. تبدیل به آدمی میشوید که به انگیزه نیاز ندارد. شما به سادگی کاری را که لازم است انجام میدهید. خودتان را به نظم و انضباط عادت دهید، آنگاه موفقیت اجتنابناپذیر میشود.
مجله عمومی روانشناسی و توسعه فردی
مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا
روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی
دانش آموخته دانشگاه تهران