مجله اینترنتی تجربه لذت بخش زندگی

مجله اینترنتی تجربه لذت بخش زندگی

مجله عمومی روانشناسی و توسعه فردی
مجله اینترنتی تجربه لذت بخش زندگی

مجله اینترنتی تجربه لذت بخش زندگی

مجله عمومی روانشناسی و توسعه فردی

آسان بگیرید: قدرت انجام کار کمتر برای دستیابی به بیشتر

image

مجله اینترنتی تجربه لذت بخش زندگی

The enjoyable life experience

مجله عمومی روانشناسی و توسعه فردی

خلاقیت

آسان بگیرید: قدرت انجام کار کمتر برای دستیابی به بیشتر

 

کاهش فشار و رها کردن کنترل می‌تواند وضوح شگفت‌انگیز، خلاقیت و موفقیت را برای شما به ارمغان آورد.

در دنیای پرشتاب امروز، ما اغلب با این فرض شرطی شده‌ایم که موفقیت معادل با تلاش بی‌وقفه و برنامه‌ریزی دقیق است. با این حال، برای دستیابی به خلاقیت عمیق‌تر، وضوح بیشتر و عملکرد بهینه، باید رویکردی متضاد را در پیش بگیریم: آسان گرفتن :. این مفهوم ریشه در رها کردن کنترل وسواس‌گونه بر نتایج دارد و اعتماد به فرآیند و آمادگی‌هایی دارد که قبلاً انجام شده‌اند. این رویکرد نه تنبلی است، بلکه یک استراتژی پیشرفته است که ریشه‌های آن در روانشناسی جریان (Flow)، علوم اعصاب و تجربیات افراد موفق دارد.

نکات کلیدی

تنش مانع جریان (Flow) است: تنش و فشار، جریان طبیعی کار و عملکرد ذهنی را مختل کرده و می‌تواند مانع عملکرد و خلاقیت شود (به‌ویژه در کارهای ظریف و ذهنی). این حالت موجب فعال شدن واکنش‌های استرس‌زا شده و دسترسی به نواحی پیشانی مغز که برای تفکر سطح بالاتر ضروری هستند را کاهش می‌دهد.

جریان در حالت آرامش: حالت جریان  (Flow)زمانی پدیدار می‌شود که در حالت‌های آرام و متمرکز باشید، نه از طریق تلاش اجباری یا برنامه‌ریزی بیش از حد سخت‌گیرانه. این حالت نیازمند تعادل ظریف بین چالش و مهارت است، که تنها در یک وضعیت ذهنی رها شده قابل دستیابی است.

حمایت علوم اعصاب: علم اعصاب مدرن، استراحت استراتژیک (و نه فقط کار سخت) را برای تقویت بینش (Insight) و نوآوری تأیید می‌کند. شبکه‌های مغزی مرتبط با حل مسئله پنهان  تنها زمانی فعال می‌شوند که ما عمداً از تمرکز سخت دوری می‌کنیم.

معنای آسان گرفتن: : این یعنی اعتماد به آمادگی‌هایی که قبلاً انجام داده‌اید و کاهش کنترل بر نتیجه، تا اهداف به طور طبیعی محقق شوند (مانند یک ضربه خوب در گلف). تمرکز بر عمل (Process) به جای نتیجه (Outcome).

تنش، مانع جریان

گلف‌بازان آن را می‌شناسند. موسیقی‌دانان آن را می‌شناسند. و هر کسی که بیش از حد برای یک گفتگو آماده شده باشد، آن را درک می‌کند: تنش، سد راه جریان  (Flow) می‌شود.

این پدیده در اجرای مهارتی که به خوبی تمرین شده، به خوبی مشهود است. وقتی گلف‌بازان سعی می‌کنند هر متغیری را کنترل کنند—زاویه مچ، سرعت چرخش، یا محل فرود توپ—اغلب دچار گرفتگی عضلات شده (The Yips) و ضربه را خراب می‌کنند. این تقلای ذهنی برای کنترل، در واقع سیگنال‌های عصبی را مختل کرده و هماهنگی ظریفی که برای ضربه عالی لازم است را از بین می‌برد.

اما وقتی آسان ضربه می‌زنند، به آمادگی و غریزه خود اعتماد می‌کنند؛ توپ مستقیم‌تر و دورتر پرواز می‌کند. این اعتماد به نفس حاصل تمرین، نه تلاش در لحظه اجرا، است.

در دنیایی که شلوغی و هیاهو را تجلیل می‌کند، ایده انجام کار کمتر برای دستیابی به بیشتر تقریباً شورشگرانه به نظر می‌رسد. ما با این فرض شرطی شده‌ایم که موفقیت نتیجه مستقیم تلاش بی‌وقفه، برنامه‌های ثابت و کوشش مداوم است. ما اغلب تلاش را با پیشرفت اشتباه می‌گیریم. اما چه باید کرد اگر وسواس ما برای کنترل، دقیقاً همان چیزی باشد که ما را عقب نگه می‌دارد؟ اگر تلاش مضاعف، صرفاً نویز پس‌زمینه‌ای باشد که مانع شنیدن ایده‌های ظریف‌تر می‌شود؟

تله برنامه‌ریزی بیش از حد

از کودکی به ما آموخته‌اند که سخت درس بخوانیم، سخت‌تر کار کنیم و همه چیز را برنامه‌ریزی کنیم. این مکانیزم‌ها به طور سنتی برای بقا و ساختن زیرساخت‌ها ضروری بودند. در حالی که ساختار جایگاه خود را دارد، انعطاف‌ناپذیری (Rigidity) می‌تواند تبدیل به یک تله شود.

وقتی بیش از حد به نحوه پیش‌بینی شده امور می‌چسبیم، فضای کمی برای خودانگیختگی (Spontaneity)، خلاقیت یا سازگاری باقی می‌گذاریم. این امر به ویژه در مواجهه با مشکلات جدید یا محیط‌های پویا مخرب است. ما چنان در اجرای طرح متمرکز می‌شویم که فرصت‌های در حال وقوع در اطرافمان را از دست می‌دهیم.

اگر برنامه ریزی ما برای آینده، کورکننده دیدن واقعیت‌های لحظه حال باشد، ما در حال اجرای یک نمایش نامه قدیمی هستیم در حالی که مخاطبان و صحنه تغییر کرده‌اند. سیستم‌های پیچیده و خلاقانه نیازمند درجه‌ای از اقتباس و رهایی هستند.

جریان زمانی رخ می‌دهد که چنگال خود را شل کنیم

روانشناس مشهور، میهای چیکسنت‌میهای (Mihaly Csikszentmihalyi)، جریان را به عنوان حالت بهینه آگاهی توصیف کرد، جایی که ما بهترین احساس و عملکرد را داریم. جریان زمانی رخ نمی‌دهد که مضطرب یا بیش از حد فکر می‌کنیم؛ این حالت اغلب با اضطراب عملکرد (Performance Anxiety) در تضاد است.

این حالت زمانی پدیدار می‌شود که غرق در کار، آرام و واکنش‌گرا باشیم. متناقض است که هرچه سخت‌تر سعی کنیم جریان را مجبور کنیم، دست‌نیافتنی‌تر می‌شود. تلاش بیش از حد برای "جریان"، باعث می‌شود فرد نسبت به عملکرد خود آگاه شود، که بلافاصله فرد را از آن حالت خارج می‌کند (خودآگاهی دشمن جریان است).

جریان زمانی اتفاق می‌افتد که چالش و مهارت در تعادل کامل باشند—نه زمانی که تحت فشار باشیم یا خسته شویم. این درباره سخت‌تر تلاش کردن نیست؛ بلکه درباره هماهنگ کردن وظایف با نقاط قوت ما در یک وضعیت آرام و متمرکز است (Csikszentmihalyi, 1990).

نکته روانشناختی

منطقه آلفا فعالیت ذهنی که منجر به جریان می‌شود اغلب با امواج مغزی آلفا (حدود ۸ تا ۱۲ هرتز) مرتبط است که نشان دهنده یک حالت هوشیار اما آرام است. تلاش سخت و اضطراب، اغلب باعث افزایش امواج بتا (بالاتر از ۱۳ هرتز) می‌شود که با تمرکز شدید اما سخت‌گیرانه همراه است. کلید ماجرا در طرز فکر (Mindset) است. رها کردن فیلمنامه و طرح ذهنی ما در مورد اینکه امور باید چگونه پیش بروند، اغلب اولین گام به سوی یافتن جریان است. این به معنای رها کردن اهداف نیست؛ بلکه به معنای شل کردن چنگال خود بر نتیجه و اعتماد به "ضربه" (عملکرد) است.

علم انجام کمتر (The Science of Doing Less)

انجام کمتر نشانه تنبلی نیست؛ بلکه یک استراتژی عمدی و مؤثر است که توسط طبیعت به ما آموخته شده است. علوم اعصاب مدرن اهمیت استراحت فعال را تأیید می‌کند.

هنگامی که استراحت می‌کنیم، یا زمانی که ذهن ما در حالت سرگردانی کنترل نشده قرار دارد، «شبکه حالت پیش‌فرض» (Default Mode Network - DMN) مغز فعال می‌شود. این شبکه، که اغلب زمانی که مشغول کارهای ساده یا روتین هستیم یا صرفاً در حال استراحت هستیم فعال است، وظایف حیاتی را انجام می‌دهد:

تلفیق اطلاعات: اتصالات جدید بین خاطرات، ایده‌ها و تجربیات ایجاد می‌کند.

مدل‌سازی آینده: سناریوهای بالقوه را شبیه‌سازی می‌کند.

تولید بینش (Insight): این مرحله‌ای است که اغلب ناگهان به یک راه‌حل می‌رسیم.

(Fox et al., 2015) نشان دادند که استراحت فعال برای تثبیت یادگیری و تقویت اتصالات عصبی لازم است. به عبارت دیگر، زمان استراحت، زمان هدر رفته نیست؛ جایی است که پیشرفت‌های ناخودآگاه و اکتشافات بزرگ رخ می‌دهند.

یک مطالعه تأثیرگذار دیگر در سال ۲۰۲۱ از دانشگاه ویرجینیا نشان داد که افراد به‌طور مداوم «تفریق» (Subtraction) را به عنوان یک استراتژی حل مسئله نادیده می‌گیرند. ما به جای حذف وظایف، منابع یا پیچیدگی‌ها، تمایل داریم کارهای بیشتری اضافه کنیم، حتی زمانی که حذف کردن مؤثرتر باشد (Adams et al., 2021). این تمایل به جمع کردن (Addition) به جای کاستن (Subtraction)، ریشه در فرهنگ بهره‌وری دارد.

نمونه‌های واقعی از آسان گرفتن

تاریخ پر است از رهبران، هنرمندان و دانشمندانی که درک کرده بودند که بهترین نتایج از تلاش‌های کم‌فشار حاصل می‌شوند:

استیو جابز: او به قدم زدن‌های طولانی و به حداقل رساندن تصمیم‌گیری‌های روزمره (مانند لباس پوشیدن) معروف بود. این سادگی عملی به او اجازه می‌داد تا انرژی ذهنی خود را برای تصمیم‌گیری‌های حیاتی و خلاقانه ذخیره کند. او فضای ذهنی را خالی نگه می‌داشت تا ایده‌های بزرگتر بتوانند ظاهر شوند.

وینستون چرچیل: در دوران جنگ، با وجود فشار بی‌سابقه، او هر روز چرت می‌زد. این استراحت‌های اجباری، به او کمک می‌کرد تا وضوح لازم برای برنامه‌ریزی‌های استراتژیک بلندمدت را حفظ کند.

آلبرت اینشتین: او برای الهام و آرامش ویولن می‌نواخت. فعالیت‌های غیرمرتبط با فیزیک، به مغز او اجازه می‌داد تا در پس‌زمینه کار کند و بینش‌هایی را تولید کند که تلاش مستقیم برای آن‌ها غیرممکن بود.

بهترین گفتگوها، ایده‌ها و پیشرفت‌ها زمانی اتفاق می‌افتند که تلاش برای کنترل هر جزئیاتی را متوقف می‌کنیم. چه در یک جلسه مربیگری باشد یا یک طوفان فکری خلاقانه، جادو اغلب در لحظاتی نهفته است که برنامه‌ریزی نشده بودند—در مکث‌ها، در سکوت‌ها و در زمانی که فرد "فقط اجازه می‌دهد اتفاق بیفتد".

چگونگی تمرین آسان گرفتن

«آسان گرفتن» یک مهارت است که نیاز به تمرین فعال دارد تا سیستم عصبی ما یاد بگیرد که رها کند. در اینجا چند راه برای شل کردن چنگال و دعوت جریان بیشتر به زندگی شما آورده شده است:

۱. انتظارات خود را حسابرسی کنید: «باید» را کنار بگذارید

بیشتر تنش‌ها از تفاوت بین واقعیت و انتظارات سخت‌گیرانه ما ناشی می‌شوند.

اقدام: آیا به یک ایده سخت‌گیرانه چسبیده‌اید که چگونه یک پروژه باید پیش برود؟ سعی کنید هر «باید» را با «می‌تواند» یا «شاید» جایگزین کنید. این تغییر چارچوب، انعطاف‌پذیری شناختی را تقویت می‌کند.

۲. فضای خالی برنامه‌ریزی کنید 

جریان خلاقانه اغلب در شکاف‌های زمانی بین وظایف رخ می‌دهد.

اقدام: در تقویم خود برای زمان‌های بدون ساختار، پیاده‌روی، یا نگاه کردن به سقف، فضا بگذارید. این زمان "پوچ" است که مغز می‌تواند اتصالات جدید ایجاد کند. این زمان را در برابر نفوذ کارهای کوچک محافظت کنید.

۳. تمرین تفریق فعال

به جای اضافه کردن ابزارهای بهره‌وری، چیزهایی را حذف کنید تا فضا ایجاد شود.

اقدام: هر هفته، یک وظیفه، جلسه، یا تعهد غیرضروری را حذف کنید. ببینید چه وضوحی در برنامه‌تان حاصل می‌شود. اگر مجبورید یک کار را انجام دهید، بپرسید: "چه چیزی می‌توانم حذف کنم تا کار باقی‌مانده آسان‌تر شود؟"

۴. به آمادگی خود اعتماد کنید

این اصل اساسی در ورزش‌های مهارتی است. شما آموزش دیده‌اید.

اقدام: مانند گلف‌باز در حال ضربه زدن، اعتماد کنید که کار خود را انجام داده‌اید (تحقیق، نوشتن، طراحی). اکنون اجازه دهید نتیجه آشکار شود، بدون اینکه مداوم نگران هر قدم باشید. از خود بپرسید: "آیا این کار بیشتر به آمادگی قبلی من تکیه دارد یا به تلاش فعلی من؟"

۵. نقص و ناهمواری را در آغوش بگیرید

جریان کامل و بی‌نقص نیست؛ زنده است و پویاست.

اقدام: نیاز به «درست انجام دادن» در اولین تلاش را رها کنید و بر «حاضر بودن» در فرآیند تمرکز نمایید. اگر ایده‌ای کامل نیست، این اشکالی ندارد؛ اجازه دهید در طول زمان بهبود یابد. پیشرفت از کمال مقدم‌تر است.

نتیجه‌گیری

«آسان گرفتن» : به معنای تنبلی کردن یا تسلیم شدن در برابر نتایج نیست. این به معنای حضور یافتن در لحظه با هدف، اما با انعطاف‌پذیری و اعتماد است. این درک است که برخی از مهم‌ترین پیشرفت‌های ما نیازمند توقف اجبار و اجازه دادن به فرآیندهای درونی برای انجام کار هستند.

وقتی تلاش برای اجبار پیشرفت را متوقف می‌کنیم و اجازه ظهور آن را می‌دهیم، اغلب متوجه می‌شویم که زندگی هموارتر جریان می‌یابد و خلاقیت به طور طبیعی در پی آن خواهد آمد، دقیقاً مانند یک ضربه عالی در گلف که به نظر می‌رسد هیچ تلاشی در آن دخیل نبوده است.

 

مجله اینترنتی تجربه لذت بخش زندگی

The enjoyable life experience

مجله عمومی روانشناسی و توسعه فردی

مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا

روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی

دانش آموخته دانشگاه تهران