مجله اینترنتی تجربه لذت بخش زندگی
مجله عمومی روانشناسی و توسعه فردی
توسعه فردی
خودآگاهی و توسعه فردی
افزایش چشمگیر مربیان شخصی و کوچینگ در چند سال گذشته، به ویژه در تیمهای مدیریت ارشد، اهمیت توسعه شخصی هر فرد را به جای یک آموزش عمومی برای همه، برجسته کرده است. قبل از اینکه بتوان از هرگونه توسعه شخصی به طور کامل بهرهمند شد، اکنون مشخص شده است که درک اولیه خوبی از نقاط قوت و ضعف خود مورد نیاز است. بنابراین، مفهوم خودآگاهی به بررسی بهترین روش برای توسعه شخصی میپردازد. توسعه اهداف خاص زندگی خود و بررسی چگونگی دستیابی به این اهداف، مهم است، زیرا اگر در مورد اهداف خود مطمئن باشید، شانس بسیار بیشتری برای دستیابی به آنها دارید. اگر بتوانید اهداف شخصی خود را با اهداف سازمانی که در آن کار میکنید، همسو کنید، در محل کار بیشتر موفق خواهید بود. اگر بتوانید این کار را با نگرش مثبت، قاطعیت و همچنین با اشتیاق به دنبال راههایی برای بهبود مستمر باشید، میتوانید چشمانداز شغلی بسیار خوبی داشته باشید. میتوانید مهارت ها و ایدههای خود را به بهترین شکل به روشی قابل اعتماد و محترمانه عرضه کنید. در واقع، اهمیت ایجاد روابط تجاری مؤثر و قابل اعتماد چشم انداز آن است.
خودآگاهی: مقدمه ای بر توسعه شخصی
آگاهی از نقاط قوت و ضعف خود، گامی مهم در درک نیازهای فعلی توسعه شخصی شماست. بسیاری از کسبوکارها اغلب به دلیل نداشتن استراتژی مورد انتقاد قرار میگیرند، اما در واقع اکثر مردم استراتژی شخصی ندارند. بسیاری از ما به سادگی اجازه میدهیم زندگی در اطراف ما شکل بگیرد و از فرصتهایی که پیش میآیند، استفاده کنیم. با این حال، اگر بتوانید بر نظم و انضباط در توسعه اهداف زندگی خود تسلط پیدا کنید و با دقت به چگونگی دستیابی به اهداف خود نگاه کنید، شانس بسیار بیشتری برای دستیابی به آنها خواهید داشت.
منظور از خودآگاهی و توسعه فردی چیست؟
خودآگاهی در مورد درک خودتان به گونهای است که به شما امکان میدهد بفهمید واقعاً چه کسی هستید و چرا کارها را به این شکل انجام میدهید. با توسعه خودآگاهی میتوانید در موقعیتهای خاص بر خود کنترل داشته باشید.
به عنوان مثال، عادل، یک مدیر اجرایی، از روی تجربه میداند که هنگام برخورد با افراد در موقعیتهای استرسزا، زود عصبانی میشود. عادل مسئول مدیریت گروهی از کارمندان است که باید تا یک تاریخ مشخص به تعداد مشخصی از دستاوردها برسند. وقتی متوجه میشود که کارمندانش قرار نیست به تعداد مشخصی برسند، مدتی از کارمندانش فاصله میگیرد و افکار خود را جمع میکند. سپس عادل جلسهای را با تیم ترتیب میدهد تا در مورد آنچه اشتباه پیش رفته و چگونگی بهبود اوضاع بحث کند. از آنجا که عادل از زود عصبانی شدن خود در موقعیتهای استرسزا آگاه است، میتواند با موفقیت احساسات و تیم خود را از طریق مراحل خاصی مدیریت کند.
خودآگاهی نیاز به تأمل دارد و تأمل مستلزم آن است که در مورد خودتان با توجه به اعمال، احساسات، تعاملات و افکارتان فکر کنید. تأمل میتواند توسط خودتان یا با افراد دیگر انجام شود. اغلب اوقات، افراد به طور طبیعی وقتی اوضاع بد پیش میرود، تأمل میکنند. ما در مورد اینکه چرا اشتباه پیش رفته و چه کاری میتوانست به طور متفاوتی انجام شود تا آنچه اشتباه پیش رفته است را تغییر دهیم، بحث یا فکر میکنیم.
تأمل در مواقعی که اوضاع خوب پیش نمیرود، تمرین خوبی است، اما تأمل در مواقعی که اوضاع خوب یا حتی بهتر از حد انتظار میشود نیز تمرین خوبی است. آگاهی و توسعه شخصی در مواقع خوب و بد، از طریق تأمل، چیزهای زیادی برای یادگیری در مورد خود دارد. از طریق تأمل میتوانیم خودمان را بهتر درک کنیم و این میتواند به فرد اجازه دهد تا:
کنترل بیشتری به دست آوریم و تصمیمات بهتری بگیریم
در رویکرد خود انعطافپذیرتر و مطمئنتر باشیم
به خودمان کمک کنیم تا با چالشها به روشی مثبتتر و کمتر مضطربانه برخورد کنیم
بهتر تعامل کنیم، مؤثرتر ارتباط برقرار کنیم و روابط خود با دیگران را به طور کاملتری درک کنیم
سطح استرس خود را کاهش دهیم و از زندگی بیشتر بهره ببریم
بنابراین میتوان درک کرد که خودآگاهی میتواند منجر به توسعه شخصی شود، زیرا فرد از طریق تأمل و تجزیه و تحلیل، نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدهای خود را شناسایی کرده است. یکی از روشهای شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدهای شما، تکمیل تجزیه و تحلیل SWOT است. این میتواند به فرد کمک کند تا بفهمد چه حوزههایی نیاز به بهبود بیشتر دارند و همچنین چه داراییهایی ممکن است داشته باشد. همه این موارد میتوانند بر نوع توسعه شخصی که یک فرد ممکن است بخواهد در نظر بگیرد، تأثیر بگذارند.
SWOT
هدف SWOT کمک به شما در شناسایی نقاط قوت و ضعف خود و تفکر در مورد احساساتتان در مورد فرصتها و چالشهایی است که پیش روی خود میبینید. SWOT نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدهای شما را در نظر میگیرد. این شامل ارزیابی خودتان نه تنها به صورت جداگانه، بلکه در واقع ارزیابی وضعیت کلی شما میشود.
به عنوان مثال، در قسمت نقاط قوت، مهارتها و ویژگیهای خاصی را که به عنوان یک فرد دارید (مانند مهارتهای پردازش متن، اقناعپذیری) فهرست خواهید کرد، اما میتوانید افراد و منابعی را که در دسترس دارید نیز فهرست کنید. بنابراین مناسب است که مثلاً «دوستان و خانواده حامی» یا «دسترسی خوب به اینترنت» را به عنوان نقاط قوت فهرست کنید.
همین امر در مورد نقاط ضعف شما نیز صدق میکند. این موارد شامل مهارتهایی میشود که میخواهید کسب کنید و ویژگیهایی که میخواهید توسعه دهید، اما ممکن است شامل مواردی نیز باشد که به آنها دسترسی ندارید اما ممکن است در آینده به آنها نیاز داشته باشید، مانند اطلاعاتی در مورد محل یافتن یک کلاس عصر غیرمعمول یا دسترسی به اینترنت در خانه.
فرصتها شامل منابعی خواهد بود که در دسترس شما هستند، بنابراین به شدت به نقاط قوت شما مرتبط هستند. این منابع میتوانند شامل فرصتهای شغلی پاره وقت، فرصتهای اجتماعی و تفریحی، فرصتهای سفر و اساساً هر موقعیت بالقوهای باشند که میتوانند تأثیر مثبتی بر توسعه شخصی و حرفهای شما داشته باشند.
تهدیدها عواملی هستند که میتوانند مانع پیشرفت شما شوند. آنها به نقاط ضعف شما مرتبط خواهند بود و ممکن است شامل فرصتهایی باشند که ندارید. چیزی به سادگی «کمبود وقت» میتواند یک تهدید باشد، مثلاً اگر میخواهید مهارتی را توسعه دهید یا تجربه کاری خاصی کسب کنید، اما از قبل مسئولیتهای تحصیلی، کاری و خانوادگی زیادی دارید که این کار را دشوارتر میکند.
در جدول تحلیل SWOT، نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدهای خود را تحت عناوین مناسب ثبت کنید. سپس شروع به تحلیل وضعیت خود تحت این عناوین کنید. تأمل در مورد تمام مسائل، مشکلات، برنامهها و رویدادهایی که در حال حاضر شما را نگران میکنند، میتواند مفید باشد. به خاطر داشته باشید که شما فقط خودتان را به صورت جداگانه تحلیل نمیکنید، بلکه وضعیت کلی خود را نیز بررسی میکنید، که شامل منابع و افراد اطراف شما و شاید حتی عوامل سیاسی یا اقتصادی است که ممکن است پس از اتمام این دوره بر برنامههای نهایی شما تأثیر بگذارند. تجربه نشان میدهد که این یک تمرین بسیار مفید برای بازگشت به زمانهای حساس در حرفه/زندگی شماست. این کار را هر از گاهی انجام دهید.
جدول تحلیل SWOT
نقاط قوت من:
نقاط ضعف من:
فرصتهای من:
تهدیدهای من:
توسعه فردی یک نیاز همیشگی است
توسعه فردی در مورد توسعه و بهبود جنبههای یک فرد است که میتواند شامل زمینههایی مانند آموزش، انگیزه، حقوق، سلامت، مهارتها، تواناییها و موارد دیگر باشد. از آنجایی که زندگی و شرایط دائماً در حال تغییر هستند، لازم است که به عنوان یک فرد به توسعه خود ادامه دهیم تا به عنوان یک شخصیت بهبود یابیم و بتوانیم با موقعیتهای در حال تغییر سازگار شویم. توسعه فردی مستلزم آن است که فرد اهداف یا معیارهایی را تعیین کند که میتوان از طریق تعیین هدف و برنامهریزی به آن دست یافت. این امر امکان پیشرفت و ارزیابی را فراهم میکند که به فرد اجازه میدهد در مورد تغییر و توسعه بازخورد دریافت کند. توسعه فردی برای هر فرد متفاوت است و میتواند متناسب با شرایط شخصی تنظیم شود. به عنوان مثال، توسعه فردی برای یک تکنسین کامپیوتر جدید که در بخش فناوری اطلاعات یک شرکت بزرگ فروش کامپیوتر کار میکند، با نیازهای توسعه فردی یک تکنسین کامپیوتر باتجربه که در حال راهاندازی کسب و کار خود است، متفاوت خواهد بود.
بخشی از توسعه فردی به عنوان توسعه حرفهای شناخته میشود. توسعه حرفهای در مورد مهارتها است. توسعه فردی و حرفهای میتوانند رویکرد رسمی و غیررسمی داشته باشند. رویکرد رسمی میتواند شامل آموزش رسمی یا آموزش فنی باشد و رویکرد غیررسمی میتواند شامل تأمل و/یا بازخورد از دیگران باشد.
توسعه فردی اغلب یک مسئولیت شخصی قبل از ورود به یک سازمان و معمولاً پس از شروع به کار در یک سازمان است. اغلب مدیریت توسعه مداوم خود به عهده فرد است. فعالیتهای یادگیری و توسعه میتوانند از طریق کانالهای مختلفی انجام شوند که عبارتند از:
کار عملی، یادگیری از طریق انجام دادن
یادگیری از طریق مشاهده اطرافیان
برنامههای آموزشی سازمانیافته و ساختاریافته
بررسی/ارزیابی عملکرد آموزش رسمی
مطالعه و تحقیق شخصی
نیازهای فعلی توسعه فردی
برای اینکه توسعه فردی رخ دهد، ابتدا باید نیازهای توسعه فردی خود را مشخص کنید. سه جنبه وجود دارد که باید در نظر بگیرید: 1. پایگاه دانش شما 2. مهارتهای شما 3. نگرش شما. هر سه موضوع برای توسعه فردی جامع به یک اندازه مهم هستند. به عنوان مثال، اگر فقط بر توسعه پایگاه دانش خود تمرکز کنید، که مهم است، به شما در توسعه کامل کمک نخواهد کرد.
پایگاه دانش
برای اینکه بتوانید پایه دانش خود را ارتقا دهید تا به پیشرفتتان کمک کند، باید در نظر بگیرید که اکنون از نظر دانش در کجا هستید و برای رسیدن به جایگاه مورد نظرتان به چه دانشی نیاز دارید. این را به عنوان یک حسابرسی شخصی در نظر بگیرید. به عنوان مثال، اگر میخواهید ظرف پنج سال آینده حسابدار شوید، اما پایه دانش لازم را ندارید، یکی از نیازهای کلیدی شما در زمینه آگاهی و توسعه فردی، شناسایی چگونگی کسب این دانش است. با این مثال، احتمالاً در نهایت به یک دوره آموزشی رسمی خواهید رفت. با این حال، راههای دیگری نیز برای توسعه پایه دانش شما وجود دارد، مانند کارآموزی و کارآموزی در محل کار، مطالعه شخصی، مربیگری، راهنمایی و دورههای کوتاه مدت.
مهارتها
افزایش دانش در زمینهای مانند مثال بالا (حسابدار شدن) ضروری است، اما به تنهایی کافی نیست. بنابراین، شما همچنین باید مجموعه مهارتهای خود را بررسی کنید. اولین نکته این است که دانش، پیشنیاز توسعه مهارت است. یک فرد باید بداند چه کاری را و چه زمانی انجام دهد (این دانش است). با این حال، شکافی بین دانستن چیزها و توانایی انجام واقعی آنها وجود دارد. یک مثال خوب برای نشان دادن این موضوع، رانندگی است. شما میتوانید با خواندن کتاب، تماشای ویدیو و گوش دادن به افرادی که به شما میگویند چگونه رانندگی کنید، در مورد نحوه رانندگی یاد بگیرید؛ یعنی میتوانید بدون اینکه حتی در یک ماشین بنشینید، دانش زیادی در مورد رانندگی به دست آورید. داشتن دانش لازم است اما به خودی خود کافی نیست. شما باید یاد بگیرید که چگونه رانندگی کنید و این شامل مجموعهای از مهارتها برای تبدیل شدن به یک راننده ماهر است. بنابراین، مهارت به معنای مهارت در انجام کاری است، نه داشتن دانش در مورد نحوه کار آن.
دو مرحله برای توسعه مهارت وجود دارد، تدوین و خودکارسازی. تدوین مراحل اولیه توسعه مهارت است، جایی که شما در حال یادگیری و تمرین مهارت هستید. شما باید در مورد آنچه در این مرحله انجام میدهید فکر کنید. با افزایش تجربه، در نهایت شروع به انجام کارها به صورت خودکار خواهید کرد، یعنی بدون اینکه آگاهانه در مورد آن فکر کنید، و این نقطهای است که در آن بر یک مهارت تسلط پیدا کردهاید. بنابراین، باید یک حسابرسی شخصی از مهارتهای خود داشته باشید. سپس باید برنامهای برای نحوه انجام آن ارائه دهید.
نگرشها
اغلب وقتی افراد به نیازهای توسعه شخصی خود فکر میکنند، نگرشها فراموش میشوند. با این حال، این یک اشتباه بزرگ است، زیرا نگرش میتواند شما را از دیگران متمایز کند و در محل کار (و در واقع در سایر جنبههای زندگیتان) به شما یک مزیت واقعی بدهد. به عنوان مثال، مصاحبهها ابزاری مهم برای کارفرمایان هستند تا نگرش شما نسبت به کار را قضاوت کنند. «نگرش» چیست؟ نگرش یک مجموعه ذهنی است، یک روش تفکر و رفتار که باعث میشود فرد به روشی خاص به یک محرک خاص پاسخ دهد. به عنوان مثال، برخی از افراد وقتی در محل کار بازخورد منفی دریافت میکنند، واکنش منفی نشان میدهند، در حالی که برخی دیگر بازخورد را دریافت کرده و به روشی مثبتتر پاسخ میدهند. بنابراین نگرش آنها بر نحوه پاسخ آنها تأثیر میگذارد و به نوبه خود سایر افراد اطرافشان به این پاسخ واکنش نشان میدهند. به طور کلی، هرچه نگرش شما مثبتتر باشد، تمایل بیشتری به بهرهوری دارید و افراد بیشتری احتمالاً میخواهند در اطراف شما باشند. در محل کار، نگرشهای متنوعی نسبت به چیزهای مختلف خواهید داشت. به عنوان مثال، شما نسبت به ساعات کاری، قوانین پوشش مورد انتظار، سیاستها و رویهها، حقوق و مزایا، محیط کار و غیره نگرشی خواهید داشت. همچنین یک نگرش کلی نسبت به کار خواهید داشت. بنابراین، میتوانید نگرش کلی خود را نسبت به کار ارزیابی کنید، یا میتوانید نگرش خود را نسبت به مسائل/جنبههای فردی ارزیابی کنید.
در مثال ما در مورد حسابدار شدن، باید بفهمید که انجام واقعی این کار چگونه است و همچنین حسابداران در چه نوع محیطهای کاری کار میکنند. سپس، باید در نظر بگیرید که چه نگرشهایی شما را به این شغل علاقهمند میکند. به عنوان مثال، اگر حسابداران در سازمانهایی کار میکنند که الگوهای کاری قابل پیشبینی دارند، مثلاً از 9 صبح تا 5 بعد از ظهر، و آن محیطها از شما انتظار دارند که لباس رسمی بپوشید، نگرش شما نسبت به این دو جنبه چیست؟ یک سؤالی که باید از خود بپرسید این است که آیا فکر میکنید میتوانید نگرش خود را توسعه دهید یا خیر؟ این با یادگیری یک مجموعه مهارت جدید یا کسب دانش جدید یکسان نیست. توسعه نگرشها عموماً زمان بیشتری میبرد و نمیتوان آنها را «آموزش داد». نگرشها معمولاً در پاسخ به تجربیات و محیطهایی که در آنها قرار میگیریم، به مرور زمان توسعه مییابند.
بیانیههای ماموریت و چشمانداز
بیانیههای ماموریت و چشمانداز برای افراد و سازمانها اهمیت دارند، زیرا به ایجاد چارچوبی برای موفقیت کمک میکنند. بیانیههای ماموریت و چشمانداز دو ایده متمایز هستند. یک بیانیه چشمانداز شخصی میتواند به هدایت زندگی یک فرد کمک کند، زیرا هدف شما را تعریف میکند و به ارزشهای شخصی شما اشاره دارد. بنابراین، یک بیانیه چشمانداز شخصی میتواند فرد را برای دستیابی به بهترینهایش الهام بخشد و انگیزه دهد.
یک بیانیه چشمانداز روشن همچنین میتواند نحوه کار شما را شکل دهد، فرآیند تصمیمگیری شما را هدایت کند و نحوه قرارگیری شما در یک سازمان را تعریف کند. همچنین مهم است که به یاد داشته باشید که بیانیههای چشمانداز شخصی میتوانند با گذشت زمان تغییر کنند، زیرا شرایط و محیطهای شخصی بسیار پویا هستند. یک بیانیه چشمانداز شخصی بین افراد متفاوت خواهد بود، زیرا افراد میتوانند ارزشها و اهداف متفاوتی داشته باشند.
به عنوان مثال، دیوید برای آژانسی کار میکند که به افراد در یافتن شغل کمک میکند. بیانیه چشمانداز شخصی او این است: «زندگیای را که به وفاداری، چالش، رشد شخصی و شادی اختصاص داده شده است، داشته باشم. روابط برقرار کنم و به مردم کمک کنم تا احساس بهتری نسبت به خود داشته باشند. از خانواده و اوقات فراغتم لذت ببرم. زندگیام را از طریق هنر و سفر غنی کنم.»
از سوی دیگر، یک بیانیه ماموریت شخصی در ذیل بیانیه چشمانداز شخصی قرار میگیرد، زیرا بیانیه چشمانداز مفهوم وسیعتر و کلیتری از هدفگذاری دارد. با این حال، یک بیانیه ماموریت شخصی تمرکز و جهت میدهد. به عنوان مثال، یک بیانیه ماموریت شخصی میتواند بیان کند که شما میخواهید در یک دوره زمانی خاص به چه چیزی دست یابید و به چه کسی تبدیل شوید. یک بیانیه ماموریت به فرد تمرکز میدهد تا بداند انرژی، اقدامات و تصمیمات خود را به کجا هدایت کند.
نمونهای از یک بیانیه ماموریت شخصی میتواند به شرح زیر باشد: «مدیر کل شدن در فروشگاه زنجیرهای استار تا بتوانم آموزش و تحصیلات شخصی خود را در نقشی که به من امکان توسعه و رهبری افراد را میدهد، به کار گیرم. من این کار را با تکمیل تمام نکات آموزشی لازم برای مدیر کل شدن و با استفاده از هر فرصتی که برای یادگیری سایر نقشهای شغلی در فروشگاه پیش میآید، انجام خواهم داد.»
نکاتی برای نوشتن بیانیه ماموریت شخصی
بیانیه خود را ساده و مختصر بنویسید. سه تا پنج جمله مناسب خواهد بود.
بیانیه خود را طوری بنویسید که بر روی کسی که میخواهید بشوید تمرکز داشته باشد و آن را مستقیماً به حوزهای که میخواهید توسعه دهید/تغییر دهید، مرتبط کند. ویژگیها و اقدامات خاصی را که بر حوزهای که میخواهید توسعه دهید تأثیر میگذارند، در نظر بگیرید.
بیانیه ماموریت خود را مثبت نگه دارید. آنچه را که میخواهید انجام دهید یا بشوید، بیان کنید. از گفتن آنچه نمیخواهید انجام دهید یا نمیخواهید باشید، خودداری کنید. جایگزینهای مثبتی برای هرگونه جمله منفی پیدا کنید.
یک بیانیه ماموریت ایجاد کنید که بتوانید در تصمیمات و اقدامات روزمره خود از آن استفاده کنید.
در نظر بگیرید که بیانیه ماموریت شما چگونه بر سایر حوزههای زندگی شما تأثیر خواهد گذاشت. بیانیه ماموریت خود را با بیانیه چشمانداز خود مقایسه کنید. آیا بیانیه ماموریت شما با بیانیه چشمانداز شما همسو است؟
بیانیه ماموریت خود را شخصی نگه دارید و این شما را به سمت موفقیت الهام میبخشد.
همیشه به یاد داشته باشید که بیانیه ماموریت شما انعطافناپذیر نیست. شما همچنان که رشد میکنید و بینشهای جدیدی در مورد خود و آنچه میخواهید در زندگی به دست آورید، به تطبیق و تغییر بیانیه ماموریت شخصی خود ادامه خواهید داد.
مجله عمومی روانشناسی و توسعه فردی
مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا
روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی
دانش آموخته دانشگاه تهران