

مکانیسمهای دفاعی
مکانیسمهای دفاعی، راهبردهای ناخودآگاهی هستند که افراد به وسیله آنها خود را از افکار یا احساسات اضطرابآور محافظت میکنند.
مکانیسمهای دفاعی ذاتاً بد نیستند - آنها میتوانند به افراد اجازه دهند تا تجربیات دردناک را پشت سر بگذارند یا انرژی خود را به طور مؤثرتری هدایت کنند. با این حال، وقتی بیش از حد مکرر یا برای مدت طولانی اعمال شوند، مشکلساز میشوند.
این مفهوم از کار زیگموند فروید و دخترش آنا سرچشمه گرفته است. اعتبارسنجی تجربی چارچوب فروید تقریباً غیرممکن بوده است و روشهای او دیگر به طور گسترده در درمان استفاده نمیشوند . با این حال، نظریههای او باعث رشد روانشناسی شد و برخی از ایدههای او - مانند مکانیسمهای دفاعی - هنوز هم پابرجا هستند. به عنوان مثال، شناسایی زمانی که یک بیمار از یک مکانیسم دفاعی مانند فرافکنی استفاده میکند ، میتواند یک کاتالیزور مفید در فرآیند درمانی باشد.
مکاتب درمانی غیر از رویکرد روانکاوی فروید ، مانند درمان شناختی رفتاری ، تمایلات و رفتارهای مشابهی را مشاهده میکنند، اما آنها را به باورهای غیرمنطقی نسبت میدهند نه به ناخودآگاه. این ایده کلی که افراد تعارضات درونی خود را به روشهای خاصی بروز میدهند، به طور گسترده پذیرفته شده است.
۱۰ مکانیسم دفاعی اصلی
فرافکنی : نسبت دادن احساسات یا خواستههای غیرقابل قبول خود به شخص دیگری. برای مثال، اگر یک قلدر دائماً یکی از همسالان خود را به خاطر ناامنیهایش مسخره میکند، ممکن است در حال فرافکنی مشکل عزت نفس خود به شخص دیگر باشد .
انکار : امتناع از تشخیص یا تصدیق حقایق یا تجربیات واقعی که منجر به اضطراب میشوند . برای مثال، کسی که اختلال مصرف مواد دارد ممکن است نتواند مشکل خود را به وضوح ببیند.
سرکوب : جلوگیری از ورود افکار دشوار به آگاهی، مانند یک بازمانده از تروما که یک تجربه غم انگیز را نادیده میگیرد.
واپسروی : بازگشت به رفتار یا احساسات مرحله رشدی قبلی.
توجیه : توجیه یک اشتباه یا احساس مشکلساز با دلایل یا توضیحات به ظاهر منطقی.
جابجایی : تغییر مسیر یک واکنش احساسی از گیرندهی اصلی به شخص دیگری . برای مثال، اگر مدیری سر کارمندی فریاد بزند، کارمند در جواب فریاد نمیزند—اما ممکن است همان شب سر شریک زندگیاش فریاد بزند.
واکنش وارونه : رفتار یا ابراز خلاف احساسات واقعی خود. برای مثال، مردی که در مورد مردانگی خود احساس ناامنی میکند، ممکن است بیش از حد پرخاشگرانه رفتار کند.
والایش : هدایت امیال جنسی یا غیرقابل قبول به سمت یک خروجی سازنده، مانند کار یا سرگرمی.
توجیه عقلانی : تمرکز بر پیامدهای عقلانی یک موقعیت به جای پیامدهای عاطفی آن. برای مثال، اگر یکی از هماتاقیها به طور غیرمنتظرهای نقل مکان کند، طرف مقابل ممکن است به جای بحث در مورد احساسات جریحهدار شدهاش، یک تحلیل مالی دقیق انجام دهد.
جداسازی : تفکیک اجزای زندگی فرد به دستههای مختلف برای جلوگیری از احساسات متناقض.
نظریههای مکانیسمهای دفاعی
مکانیسمهای دفاعی ریشه در نظریه شخصیت فروید دارند . طبق مدل او، ذهن سه نیروی متضاد دارد: نهاد ( میلهای ناخودآگاه و اولیه برای غذا، آسایش و رابطه جنسی)، فراخود (یک انگیزه تا حدی آگاهانه به سمت ارزشهای اخلاقی و اجتماعی) و خود (یک نیروی تا حدی آگاهانه که نهاد و فراخود را تعدیل میکند).
در این الگو، اضطراب زمانی پدیدار میشود که نیازهای نهاد با نیازهای فراخود (سوپرایگو) در تضاد قرار میگیرند. برای کاهش تنش، خود (ایگو) از استراتژیهای خودفریبی برای جلوگیری از ناراحتی استفاده میکند. برای مثال، ممکن است فکر یا احساس غیرقابل قبول انکار شود، یا توجیه شود یا به شخص دیگری نسبت داده شود.
بسیاری از ایدههای فروید در برابر بررسیهای علمی مدرن تاب نیاوردهاند. اما دفاعهای روانشناختی به عنوان یک مفهوم پایدار ثابت شدهاند، مفهومی که محققان و پزشکان امروزه همچنان به بررسی آن میپردازند.
روانشناسان امروزی مکانیسمهای دفاعی را چگونه مفهومسازی میکنند؟
در گواهی بر جذابیت شهودی و کاربرد بالقوه ایده دفاعهای روانشناختی، چندین نظریهپرداز و محقق پسا فرویدی به طور مستقل بر روی یک مفهوم همگرا شدند. آلفرد آدلر ایده مشابهی از «استراتژیهای حفاظتی» را توسعه داد، در حالی که کارن هورنی استراتژیهای محافظتی مورد استفاده کودکان والدین بدرفتار یا سهلانگار را توصیف کرد. لئون فستینگر مفهوم شناخته شده « ناهماهنگی شناختی » را توسعه داد، کارل راجرز فرآیند دفاع را به عنوان انکار و تحریف ادراکی مورد بحث قرار داد و آلبرت بندورا دفاعها را به عنوان «مکانیسمهای خود تبرئه» مفهومسازی کرد.
روانپزشک تأثیرگذار، جورج وایلانت، دفاعها را در مقیاسی از نابالغ تا بالغ سازماندهی کرد و آنها را به عنوان «مکانیسمهای همایستایی ناخودآگاه که اثرات آشفتهکننده استرس ناگهانی را کاهش میدهند » تعریف کرد. بحثهای کنونی در مورد مکانیسمهای مقابله و تنظیم هیجان، ایده دفاعها را نیز در بر میگیرد.
چرا مکانیسمهای دفاعی تکامل یافتند؟
مانند تمام سیستمهای زنده، انسانها نیز استراتژیهای متعددی را برای دفاع در برابر تهدیدات علیه بقا و تمامیت جسمی خود تکامل دادهاند. سیستم ایمنی یک نمونه است؛ مکانیسم جنگ یا گریز که در سیستم عصبی ما تعبیه شده است، نمونه دیگری از آن است. مکانیسمهای دفاعی مشابهی احتمالاً برای محافظت و ارتقای تمامیت معماری روانی ما - حس خود، هویت و عزت نفس ما - تکامل یافتهاند.
آیا مکانیسمهای دفاعی ناسالم هستند؟
نه همیشه. بیشتر دفاعهای رایج مورد بحث، مانند انکار و فرافکنی، ممکن است ناسازگار باشند و ارزش پرداختن به آنها در درمان را داشته باشند. اما هدف مکانیسمهای دفاعی محافظت از خود در برابر اضطراب یا پریشانی است - و گاهی اوقات این چیز خوبی است. به عنوان مثال، یک مهمان در یک مهمانی ممکن است از طنز برای آرام کردن یک موقعیت ناراحت کننده استفاده کند. یا کسی که در یک حرفه طاقت فرسا، مانند مشاور افراد مستعد خودکشی ، مشغول به کار است، ممکن است تصمیم بگیرد کار خود را به بخشهای مختلف تقسیم کند تا در زندگی روزمره عملکرد بهتری داشته باشد.
مکانیسمهای دفاعی در زندگی روزمره
زندگی پر از موقعیتهای غیرمنتظره یا چالشبرانگیز است و مکانیسمهای دفاعی میتوانند به طور بالقوه این ناراحتی را کاهش دهند. آنها میتوانند، به عنوان مثال، در رفتار منفعل-پرخاشگرانه ، زمانی که دو دوست نمیتوانند با تعارض روبرو شوند یا زمانی که یک کارمند آن شب هنگام شام، خشم خود را نسبت به رئیسش به دخترش منتقل میکند، آشکار شوند. مکانیسمهای دفاعی میتوانند منعکسکنندهی رویدادهای منفرد، چه مفید و چه ناسازگار، یا الگوی رفتاری ثابتی باشند که میتوان با کمک یک درمانگر آن را بررسی کرد.
چه زمانی افراد مکانیسمهای دفاعی را در خود پرورش میدهند؟
برخی از روانشناسان معتقدند که مکانیسمهای دفاعی ممکن است در برخی افراد به دلیل ناامنی در دوران کودکی ، شدیدتر و مداومتر ظاهر شوند . کودکان ممکن است ندانند چگونه با چالشهای خاصی دست و پنجه نرم کنند یا بر آنها غلبه کنند، که این امر باعث میشود خود را زیر سوال ببرند و در برابر آن چالشها دفاع کنند. بزرگسالان توانایی رسیدگی به این چالشها را دارند، اما مکانیسمهای دفاعی منسوخ شده ممکن است گاهی اوقات برای کاهش استرس دوباره ظاهر شوند.
کدام مکانیسمهای دفاعی میتوانند به روابط آسیب بزنند؟
روابط نزدیک اغلب عمیقترین احساسات ما را برمیانگیزند و گاهی اوقات برای مدیریت این احساسات به دفاع روی میآوریم . با این حال، این میتواند با ایجاد شکاف در رابطه، منجر به اضطراب بیشتر شود، بنابراین ارزشمند است که در مورد اینکه آیا شما یا شریک زندگیتان از دفاعهای خاصی استفاده میکنید، تأمل کنید. این موارد عبارتند از:
• فرافکنی: آیا شریک زندگی خود را به خاطر نقصهای خودتان سرزنش میکنید؟ به جای پذیرفتن آن، آیا شریک زندگی خود را به بینظمی یا بیدقتی متهم میکنید؟
• انکار: آیا وانمود میکنید که تجربیات منفی رخ ندادهاند؟ آیا چشمانتان را میبندید و فکر میکنید همه چیز درست خواهد شد، حتی زمانی که شریک زندگیتان ناراحت به نظر میرسد؟
• جبران: آیا به جای مقابله با احساسات منفی به الکل یا مواد مخدر روی میآورید؟ آیا نوشیدن یک لیوان شراب یا آبجوی اضافی آسانتر از صحبت کردن با شریک زندگیتان در مورد چیزی است که شما را آزار میدهد؟
