مجله اینترنتی تجربه لذت بخش زندگی

مجله اینترنتی تجربه لذت بخش زندگی

مجله عمومی روانشناسی و توسعه فردی - مبتنی بر شواهد علمی
مجله اینترنتی تجربه لذت بخش زندگی

مجله اینترنتی تجربه لذت بخش زندگی

مجله عمومی روانشناسی و توسعه فردی - مبتنی بر شواهد علمی

شور و اشتیاق و اعتماد به نفس؛ دو نیروی محرک درون


شور و اشتیاق و اعتماد به نفس

دو نیروی محرک درون

 

شور و اشتیاق احساسی است که از انرژی مثبت، اهداف دست‌یافتنی و تمایل به تعامل با دیگران ساخته شده است. این احساس وقتی شکل می‌گیرد که فرد موفقیت را در دسترس ببیند و او را برای اقدام آماده می‌کند. به همین دلیل، شور و اشتیاق با شادی و امید تفاوت دارد؛ شادی واکنشی به چیزی است که اتفاق افتاده، امید انتظاری در آینده است، اما شور و اشتیاق یعنی همین حالا آماده‌ای کاری انجام بدهی. احساس امکان‌پذیری، انرژی، اعتماد به نفس و آمادگی برای حرکت ایجاد می‌کند.

اعتماد به نفس نیز یک باور به خود است؛ این اعتقاد که فرد می‌تواند با چالش‌های زندگی روبه‌رو شود و موفق گردد، و همچنین تمایل به عمل کردن بر اساس همین باور. اعتماد به نفس داشتن نیازمند یک درک واقع‌بینانه از توانایی‌های خود و احساس امنیت در آن شناخت است.

این دو ویژگی به هم پیوسته‌اند. شور و اشتیاق وقتی موفقیت در دسترس به نظر برسد، انرژی و اعتماد به نفس ایجاد می‌کند؛ و اعتماد به نفس به فرد اجازه می‌دهد بر اساس آن انرژی دست به عمل بزند. نشان دادن اعتماد به نفس به افراد کمک می‌کند اعتبار کسب کنند، تأثیر اولیه قوی بگذارند، با فشار مقابله کنند و با چالش‌های شخصی و حرفه‌ای روبه‌رو شوند. این ویژگی همچنین جذاب است، چون اعتماد به نفس باعث می‌شود دیگران احساس راحتی کنند.

اما هر دو احساس در محیط خصوصی و کاری متفاوت تجربه می‌شوند. مردم در خلوت احساس راحتی بیشتری برای تجربه کردن شور و اشتیاق دارند، اما در محیط کار اغلب فشار بیشتری برای نشان دادن آن احساس می‌کنند. همین موضوع درباره اعتماد به نفس هم صادق است؛ ممکن است فرد در درون احساس اطمینان نکند، ولی از او انتظار داشته باشند که با اعتماد به نفس ظاهر شود.

شور و اشتیاق و اعتماد به نفس دو حالت درونی مرتبط هستند که هر دو فرد را به سمت عمل سوق می‌دهند. شور و اشتیاق از احساس امکان‌پذیری و نزدیک بودن موفقیت می‌آید و انرژی و آمادگی برای حرکت ایجاد می‌کند. اعتماد به نفس از شناخت واقع‌بینانه از توانایی‌های خود می‌آید و به فرد اجازه می‌دهد بر اساس آن انرژی عمل کند. این دو با هم یک چرخه می‌سازند: شور و اشتیاق اعتماد به نفس می‌آورد و اعتماد به نفس عمل را ممکن می‌کند. هر دو در محیط خصوصی راحت‌تر تجربه می‌شوند، اما در محیط کار فرد اغلب تحت فشار است که آن‌ها را نشان دهد، حتی اگر واقعاً احساسشان نکند.

این دو ویژگی در کنار هم یک تصویر کامل‌تر از یک پدیده روان‌شناختی می‌سازند: چطور فرد از احساس درونی به عمل بیرونی می‌رسد.

لایه اول — احساس امکان‌پذیری: شور و اشتیاق وقتی بیدار می‌شود که فرد ببیند موفقیت در دسترس است. این یک ارزیابی شناختی است: فرد وضعیت را طوری می‌بیند که «می‌شود». همین ارزیابی، انرژی مثبت تولید می‌کند.

لایه دوم — شناخت واقع‌بینانه: اعتماد به نفس این انرژی را زمینی می‌کند. فرد باید توانایی‌های خود را واقع‌بینانه بشناسد. اگر این شناخت نباشد، شور و اشتیاق ممکن است به خوش‌بینی بی‌پایه تبدیل شود. اعتماد به نفس واقعی از شناخت دقیق خود می‌آید، نه از تظاهر.

لایه سوم — عمل: هر دو ویژگی در نهایت به عمل منتهی می‌شوند. شور و اشتیاق فرد را آماده اقدام می‌کند و اعتماد به نفس او را قادر به اقدام می‌سازد. یکی نیرو می‌دهد، دیگری جهت و ثبات.

لایه چهارم — اثر اجتماعی: هر دو ویژگی در بیرون هم اثر دارند. اعتماد به نفس باعث می‌شود فرد معتبرتر به نظر برسد و دیگران در کنارش احساس راحتی کنند. شور و اشتیاق هم فرد را به تعامل با دیگران ترغیب می‌کند. پس این دو نه فقط حالت درونی، بلکه مهارت اجتماعی هم هستند.

لایه پنجم — فشار محیط کار: نکته مهم و مشترک هر دو متن این است که در خلوت، فرد آزاد است این احساسات را تجربه کند. اما در محیط کار، از او انتظار می‌رود شور و اشتیاق و اعتماد به نفس نشان دهد، حتی اگر در درون احساسشان نکند. این شکاف بین احساس درونی و نمایش بیرونی می‌تواند فشار روانی ایجاد کند. اعتماد به نفس واقعی از شناخت خود می‌آید؛ اگر محیط کار فرد را مجبور به تظاهر کند، این تظاهر نه پایدار است و نه سالم.

نتیجه: شور و اشتیاق و اعتماد به نفس دو روی یک سکه‌اند. یکی انرژی و آمادگی می‌آورد، دیگری شناخت و جهت. هر دو از درون می‌آیند، اما در بیرون اثر می‌گذارند. و هر دو وقتی واقعی باشند — یعنی بر پایه شناخت واقع‌بینانه از خود و موقعیت — قدرتمند و پایدارند.