مجله اینترنتی تجربه لذت بخش زندگی
مجله عمومی روانشناسی و توسعه فردی
اولین مربی شناختی در ایران
روانشناسی محیطی
چگونه طبیعت ذهن ما را بازیابی میکند
تمام تفکر و رفتار انسان در یکی از محیطهای فیزیکی بیشماری با ویژگیهای متمایز آشکار میشود. از دفاتر پر سر و صدا و شلوغ گرفته تا زمینهای آرام و باز، از اتاق خواب شخصی فرد گرفته تا کل جهان طبیعی، محیط را میتوان در سطوح مختلفی بررسی کرد که هر یک از آنها ارتباطات مهمی با روانشناسی دارند.
از جمله پیوندهای مهم بین محیط و ذهن، میتوان به پیوندهای بین ویژگیهای محیط های خاص (به ویژه محیط های طبیعی) و بهزیستی، و همچنین رابطه روانشناختی بین افراد و محیطهای طبیعی در معرض تهدید آنها اشاره کرد.
روانشناسی محیطی چیست؟
روانشناسی محیطی شاخهای از روانشناسی است که به بررسی رابطه بین انسان و دنیای بیرونی میپردازد. تأثیر محیط طبیعی و ساخته دست بشر بر نحوه احساس، تفکر و رفتار افراد، محور اصلی تحقیقات در این زمینه است.
«محیط» در روانشناسی محیطی چیست؟
روانشناسی محیطی بر انواع فضاهای فیزیکی مورد سکونت افراد، از جمله فضاهای ساخته دست بشر و طبیعی، تمرکز دارد. این فضاها میتوانند شامل محیطهای نسبتاً کوچکمقیاس مانند کلاس درس، خانه یا پارک عمومی و همچنین فضاهای بزرگتر مانند مدارس، بیمارستانها یا محلهها باشند. (در سایر حوزههای روانشناسی، اصطلاح «محیط» اغلب به شیوهای متفاوت استفاده میشود و به طور گسترده به عوامل غیرژنتیکی که منجر به تفاوتهای فردی میشوند، اشاره دارد.)
مباحث کلیدی در روانشناسی محیطی چیست؟
موضوعات مهم در روانشناسی محیطی شامل اثرات منفی یا مثبت فضاها بر افرادی است که در آنها ساکن هستند: به عنوان مثال، تأثیر عوامل استرسزای محیطی مانند سر و صدا یا شلوغی؛ اثر ترمیمی محیطهای طبیعی؛ و ویژگیهای مرتبط با افزایش رفاه، عملکرد یا سایر اقدامات در مکانهایی مانند دفاتر، خانهها، مدارس و محلهها. روانشناسان محیطی همچنین فضای شخصی، حریم خصوصی و حس مالکیت فضاها، چگونگی بهتر شدن جهتیابی افراد در محیطها، دلیل ترجیح برخی محیطها به محیطهای دیگر و آنچه نگرانی برای محیط زیست و رفتارهای سازگار با محیط زیست را برمیانگیزد، مطالعه میکنند.
چرا روانشناسی محیطی مهم است؟
یافتههای روانشناسی محیطی در مورد چگونگی ارزیابی و واکنش افراد به محیط زیست، به حوزههایی با تأثیر گسترده و پایدار، از جمله برنامهریزی شهری، معماری، طراحی منظر و پایداری محیطی، مرتبط است. بینشهای حاصل از این حوزه میتواند به آشکار کردن چگونگی تغییر در نحوه استفاده انسانها از محیطهایشان و نحوه ساخت محیطها، کمک کند و زندگی مردم را در سطوح فردی و جمعیتی بهبود بخشد.
مزایای طبیعت
حتی در دنیایی که به طور فزایندهای شهری شده است، محیط طبیعی برای گونههای انسانی بسیار مهم است. طبیعت علاوه بر فراهم کردن فضایی برای کاوش، بازی و استراحت با حداقل دخالت، به نظر میرسد تأثیرات مثبتی بر سلامت روان دارد. تحقیقات نشان میدهد چه افراد با پیادهروی در طبیعت و چه با دویدن در پارک شهر، از فضای باز لذت ببرند، نباید از پتانسیل آن به عنوان یک مرهم روانی غافل شویم.
برخی از مزایای روانشناختی گذراندن وقت در طبیعت چیست؟
در تعدادی از مطالعات، زمان سپری شده در محیطهای طبیعی و نزدیکی به فضای سبز (مانند پارک شهری) با معیارهای رفاه - از جمله علائم اضطراب و افسردگی کمتر - مرتبط دانسته شده است. محققان شواهدی یافته اند که نشان می دهد گذراندن وقت در محیطهای طبیعی میتواند فشار خون و سطح هورمون استرس کورتیزول را کاهش دهد. برخی به طور غیررسمی از «طبیعت درمانی» یا «ویتامین N» برای برجسته کردن مزایای بالقوه طبیعت استفاده میکنند.
برای اینکه احساس بهتری داشته باشید، به چه مدت زمان در فضای باز نیاز دارید؟
شاید لازم نباشد افراد برای دیدن فواید روانیِ گذراندن وقت در طبیعت، پیادهرویهای طولانی انجام دهند. محققان دریافتند که گذراندن فقط چند ساعت در هفته در فضاهای سبز با امتیازدهی بالاتر به خود در مورد سلامت و تندرستی مرتبط است. گذراندن وقت در طبیعت میتواند افراد را به ورزش تشویق کند که خود فوایدی برای تندرستی دارد، اما این یافته حتی برای کسانی که ورزش کم یا بدون ورزش گزارش کرده بودند، نیز صادق بود.
طبیعت چگونه الهامبخش شگفتیهاست؟
قرار گرفتن در معرض طبیعت یکی از شناختهشدهترین منابع احساس مثبت حیرت است. در حالی که بسیاری از جنبههای طبیعت میتوانند شگفتی را القا کنند، روانشناسان این نظریه را مطرح کردهاند که عنصر کلیدی در روانشناسی حیرت، تجربه وسعت است - حسی که چیزی بزرگتر از خود یا تجربه معمولی فرد است - کیفیتی از صحنههای طبیعی مانند کوهها، اقیانوسها، جنگلها و آسمان پرستاره.
«حمام جنگل» چیست؟
حمام جنگل یا شینرین-یوکو، عملی رایج در برخی از کشورهای شرق آسیا است که شامل یک تجربه غوطهور و آگاهانه در طبیعت میشود. به کسانی که به عنوان بخشی از این عمل از محیطهای جنگلی عبور میکنند، توصیه میشود که با هر پنج حس خود به آن توجه کنند. همانند سایر اشکال قرار گرفتن در معرض طبیعت، حمام جنگل نیز به دلیل اثرات بالقوه آن بر رفاه، مانند کاهش احساس اضطراب و بهبود خلق و خو، مورد مطالعه قرار گرفته است.
چرا ما به سمت محیطهای طبیعی جذب میشویم؟
احتمالاً دلایل متعددی وجود دارد که چرا مردم بیشتر از یک پارکینگ یا زیرزمین بدون پنجره به یک پارک پر از درخت یا کنار دریاچه جذب میشوند، از جمله آرامش نسبی، هوای تازه یا نور خورشید که در اختیارشان قرار میگیرد. اما دانشمندان این نظریه را مطرح کردهاند که ترجیحات محیطی امروزی توسط تکامل انسان شکل گرفته و منعکس کننده محیط طبیعی است که اجداد باستانی ما در آن رشد میکردند. حتی اصطلاحی برای جذابیت انسان به دنیای طبیعی وجود دارد: بیوفیلی.
چگونه میتوان فضاهای ساخته دست بشر را طوری طراحی کرد که بهزیستی را افزایش دهند؟
برخی از تغییراتی که متخصصان توصیه میکنند شامل تقلید از جنبه هایی از دنیای طبیعی است که انسانها آن را آرامش بخش میدانند. راههایی برای ساختن خانه ای شادتر میتواند شامل، به عنوان مثال، استفاده از سطوح طبیعی (مانند چوب)، سقفهای نسبتاً بلند و پنجره هایی با چشمانداز طبیعت باشد. دو ترجیحی که بر اساس نظریه تکامل مطرح شده اند، میل به پناهگاه (حس در امان بودن از تهدیدها) و میل به چشم انداز (حس توانایی نظارت بر محیط) هستند. فضاهایی که افراد را از چشم انداز و پناهگاه محروم میکنند - مانند دفاتری که کارمندان را در معرض دید و با دید محدود به خود قرار میدهند - به احتمال زیاد ما را بدبخت میکنند.
روانشناسی و تغییرات اقلیمی
با افزایش دمای جهانی و سطح دریاها، تغییرات در محیط زیست به طرق پیچیدهای بر رفاه انسان تأثیر میگذارد. دانشمندان شروع به بررسی پتانسیل تأثیرات منفی بر سلامت روان در طول زمان کردهاند. با توجه به نقش انتشار کربن ناشی از فعالیتهای انسانی در بحران جهانی آب و هوا - و عدم اقدام هماهنگ برای مقابله با آن - روشهای متنوعی وجود دارد که ایدههای روانشناسی میتوانند در کاهش و مقابله با اثرات تغییرات اقلیمی مفید باشند.
آیا روانشناسی میتواند به کاهش تأثیر تغییرات اقلیمی کمک کند؟
روانشناسی گرایشهای شناختی را برجسته میکند که ممکن است برای ارتقای اقدام در مورد تغییرات اقلیمی مرتبط باشند، یا باید مورد توجه قرار گیرند. به عنوان مثال، تجربیات ملموس اغلب از نظر روانشناختی تأثیرگذارتر از آمار و روندهای انتزاعی هستند، بنابراین انتقال چنین تجربیاتی به گونهای که به اثرات تغییرات اقلیمی مربوط میشوند، ممکن است تأثیر قویتری بر حمایت از سیاستهای جدید داشته باشد. یکی دیگر از این گرایشها، کماهمیت جلوه دادن هزینهها و مزایای رویدادهای آینده نسبت به رویدادهای فوریتر است - چیزی که میتوان با جلب توجه به تأثیرات تغییرات اقلیمی که از قبل مشهود هستند، به آن پرداخت.
چگونه ممکن است تغییرات اقلیمی بر سلامت روان تأثیر بگذارد؟
اگرچه پیشبینی دقیق چگونگی بروز هرگونه اثر روانشناختی خاص تغییرات اقلیمی دشوار است، تحقیقات نشان میدهد که افزایش میانگین دما با افزایش مشکلات سلامت روان گزارششده توسط خود افراد مرتبط است. سایر اثرات تغییرات اقلیمی - مانند طوفانها و تندبادهای مکرر و شدید - میتواند باعث افزایش شدید پریشانی در مقیاس بزرگ شود. تغییرات تدریجی مانند افزایش جابجایی و کمبود منابع نیز ممکن است تهدیدی برای سلامت روان باشد.
آیا روانشناسی انکار تغییرات اقلیمی را توضیح میدهد؟
مقاومت در برابر اجماع علمی در مورد تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیتهای انسانی ممکن است تا حدی به دلیل سوگیری انگیزهدار علیه شواهدی باشد که از این احتمال پشتیبانی میکنند که فرد ترجیح میدهد این احتمال درست نباشد. بزرگی تهدید ناشی از تغییرات اقلیمی میتواند دلیل روانشناختی دیگری برای انکار باشد. ایدئولوژی و هویت اجتماعی احتمالاً افراد را به سمت دیدگاههایی در مورد تغییرات اقلیمی - از جمله این دیدگاه که این یک دروغ است - سوق میدهد که توسط دیگران در گروههای سیاسی و اجتماعی آنها مطرح میشود.
چرا مردم از فکر کردن به تغییرات اقلیمی طفره میروند؟
شدیدترین عواقب پیش بینی شده تغییرات اقلیمی، سالها بعد رخ خواهند داد - و برای بسیاری از مردم، مشکلی که «از دید پنهان» است، به راحتی «از ذهن پنهان» میشود. درخواستها برای اقدام جهت کاهش تغییرات اقلیمی ممکن است باعث احساس درماندگی یا نگرانی در مورد فداکاریهایی شود که مردم فکر میکنند از آنها انتظار میرود انجام دهند (مانند تغییر سبک زندگی برای کاهش ردپای کربن). با این وجود، داده ها نشان میدهد که در دهه گذشته، نسبت آمریکاییهایی که تغییرات اقلیمی را تصدیق میکنند و در مورد آن نگران هستند، به طور قابل توجهی افزایش یافته است و اکنون اکثریت جمعیت را شامل میشود.
چطور میتوانم با کسی صحبت کنم که تهدید تغییرات اقلیمی را انکار میکند؟
ارجاع فرد به شواهدی از منابع معتبر در مورد خطرات تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیتهای انسانی، یکی از راههای بدیهی برای پاسخگویی است. اما این رویکرد کاستیهای خود را دارد - مردم اغلب با زیر سوال بردن، کماهمیت جلوه دادن یا نادیده گرفتن شواهد، از باورهای از پیش موجود خود دفاع میکنند. یک جایگزین برای تأکید بر واقعیت تغییرات اقلیمی در مقابل کسانی که آن را انکار میکنند، برجسته کردن مشکلات کوتاهمدت با منابع انتشار گازهای گلخانهای (مانند آلودگی هوا یا خطرات سلامتی) است. پیروی از دستورالعملهای کلی برای صحبت با کسی که با او مخالف هستید - مانند اجتناب از حملات شخصی، طعنه و تحقیر، ابراز احترام اولیه و عدم فرض انگیزههای مشکوک - میتواند مفید باشد.
چگونه طبیعت ذهن ما را بازیابی میکند
علم از قدرت طبیعت برای تقویت تمرکز و حمایت از سلامت روان دفاع می کند. حتی قرار گرفتن در معرض طبیعت برای مدت کوتاه (حدود ۱۰ دقیقه) میتواند به طور قابل توجهی تمرکز و خلق و خو را بهبود بخشد. محیطهای طبیعی با درگیر کردن «شیفتگی ملایم» بیدردسر مغز، توجه را بازمیگردانند. طبیعت واقعی مزایای چندحسی ارائه میدهد که عکسها یا صفحه نمایشها تنها میتوانند تا حدی آن را تکرار کنند. دسترسی به فضاهای سبز یک ضرورت بهداشت عمومی است، نه یک کالای لوکس.
در زمانی که بیش از نیمی از جمعیت جهان در شهرها زندگی میکنند و مردم حدود ۹۰ درصد از زندگی خود را در فضاهای بسته میگذرانند، رابطه ما با دنیای طبیعی هرگز تا این حد دور یا ضروری نبوده است. شواهد فزاینده نشان میدهد که حتی لحظات کوتاه در طبیعت میتواند تمرکز را افزایش دهد، خلق و خو را بهبود بخشد و از مغز محافظت کند.
تعداد کمی از دانشمندان به اندازه مارک برمن، رئیس دانشکده روانشناسی و مدیر آزمایشگاه علوم اعصاب محیطی در دانشگاه شیکاگو، برای کشف دلیل این موضوع تلاش کردهاند. برمن در کتاب جدید خود، طبیعت و ذهن، با تکیه بر سالها تحقیق تجربی توضیح میدهد که چگونه فضاهای سبز توجه، خلاقیت و سلامت روان را پرورش میدهند و چرا دسترسی به آنها مسئلهای برابر و ضروری است، نه تجملاتی.
وقتی بیرون میرویم چه اتفاقی برای مغزمان میافتد، چقدر واقعاً به طبیعت نیاز داریم و یک «انقلاب طبیعت» در زندگی روزمره ما چه شکلی میتواند داشته باشد.
علوم اعصاب محیطی در مورد درک چگونگی تأثیر محیط فیزیکی، از درختان و پارکها گرفته تا سر و صدا، نور و آلودگی هوا، بر مغز و رفتار است. بیشتر کارهای روانشناسی و علوم اعصاب بر فرد متمرکز است، اما ما میپرسیم: خود محیط چگونه شناخت، احساسات و سلامت را شکل میدهد؟ چگونه محیطهای طبیعی بر عملکرد و رفتار مغز تأثیر میگذارند؟ با توجه به زیستشناسی یک فرد، چه نوع محیطی را میتوانیم برای بهینهسازی متغیرهای روانشناختی و سلامت طراحی کنیم؟ آیا میتوانیم محیطی طراحی کنیم که از توجه بهتر، حافظه کاری بهتر یا همکاری بیشتر پشتیبانی کند؟ بنابراین این یک خیابان دو طرفه است: چگونه پدیدههای محیطی بزرگتر بر زیستشناسی تأثیر میگذارند و چگونه میتوانیم محیطها را با توجه به زیستشناسی خود به طور متفاوتی طراحی کنیم.
چرا به نظر میرسد گذراندن وقت در طبیعت ذهن ما را تازه میکند؟
یک ایده بزرگ، نظریه بازیابی توجه نام دارد که توسط ریچل و استیون کاپلان، توسعه داده شده است. انسانها دو نوع توجه اصلی دارند. توجه هدایتشده، نوعی است که ما برای تمرکز عمدی از آن استفاده میکنیم، مانند هنگام نوشتن ایمیل یا حل یک مشکل، و میتواند خسته شود. از سوی دیگر، توجه غیرارادی به طور خودکار توسط محرکهای جالب مانند خشخش درخت یا ابرهای در حال حرکت جذب میشود و بسیار کمتر تخلیه میشود. وقتی در یک محیط امن و طبیعی هستید، توجه هدایتشده شما میتواند استراحت کند در حالی که توجه غیرارادی شما به آرامی درگیر میشود. این ترکیب، آنچه ما آن را «شیفتگی ملایم» مینامیم، به نظر میرسد تمرکز را بازیابی کرده و خستگی ذهنی را کاهش میدهد.
چه چیزی یک محیط را «بهطور ملایم جذاب» میکند؟
محیطهای طبیعی معمولاً ویژگیهای ادراکی خاصی دارند، مانند الگوهای فرکتال، لبههای منحنی، حرکت ملایم و پیچیدگی که به جای هرج و مرج، منظم به نظر میرسد. به شاخههای درخت، امواج روی آب یا آواز پرندگان فکر کنید. این الگوها خوشایند و برای مغز آسانتر پردازش میشوند. چیزی که ما دریافتهایم این است که صحنههای طبیعت فشردهتر هستند. میتوانید آنها را در بیتهای کمتری فشرده کنید و در عین حال معنا را حفظ کنید. الگوریتمهای تصویری که توسط رایانهها و تلفنهای ما استفاده میشوند، به معنای واقعی کلمه عکسهای طبیعت را بیشتر (یعنی در بیتهای کمتر) از عکسهای شهری فشرده میکنند، و شاید مغز ما هم کاری مشابه انجام دهد: میتوانید بسیاری از جزئیات فرکانس بالای طبیعت را که شاید پردازش تحریک طبیعی را آسانتر کنند، دور بیندازید.
استفاده از عناصر طبیعی و تقلید از الگوهای طبیعی - آنچه معماران آن را طراحی بیوفیلیک مینامند - در خانهها و مدارس میتواند برخی از این مزایا را به همراه داشته باشد. مغز ما ممکن است طبیعت را روانتر، با کار کمتر برای پردازش و در نتیجه ترمیمکننده بیابد.
ما به چه مقدار طبیعت نیاز داریم و آیا مهم است که از آن لذت ببریم؟
در مطالعات، افرادی که ۵۰ دقیقه در طبیعت پیادهروی میکردند، در مقایسه با پیادهروی در مناطق شلوغ شهری، حدود ۲۰ درصد بهبود در حافظه کاری نشان دادند. حتی تماشای عکس یا گوش دادن به صداهای طبیعت به مدت ۱۰ دقیقه نیز کمک میکند، هرچند نه به اندازه پیادهروی واقعی.
جالب اینجاست که لذت بردن الزامی نیست. افرادی که در زمستان سرد میشیگان پیادهروی کردند و اصلاً آن را دوست نداشتند، همچنان همان تقویت شناختی را نشان دادند که افرادی که در یک روز گرم تابستانی پیادهروی کردند. بنابراین راحتی مهم است. شما باید احساس امنیت کنید، اما لازم نیست طبیعت را «دوست» داشته باشید تا برایتان خوب باشد.
آیا هنر، معماری یا عکسها میتوانند جایگزین امور واقعی شوند؟
آنها میتوانند کمک کنند، به خصوص برای کسانی که دسترسی آسان به فضاهای سبز ندارند. عکسها، گیاهان یا طراحی بیوفیلیک، مانند ساختمانهایی که از الگوهای طبیعی تقلید میکنند، میتوانند اثرات کوچکتر اما معناداری ایجاد کنند. با این حال، طبیعت واقعی حواس چندگانه را درگیر میکند: بوی درختان، حس پوست درختان، دما و رطوبت هوا. به نظر میرسد این ورودی چند حسی، مزایا را عمیقتر میکند. اگر فقط به چند گیاه یا صدای طبیعت در داخل خانه دسترسی دارید، باز هم ارزشمند است. اما سعی کنید مواجهه خود را تغییر دهید، مانند بازدید از پارکهای مختلف، تجربه فصول مختلف یا کاوش در مناظر مختلف، تا جذاب باقی بماند.
مجله عمومی روانشناسی و توسعه فردی
مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا
روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی
دانش آموخته دانشگاه تهران
اولین مربی شناختی در ایران